حتما خیلی از شما که این متن را می‌خوانید خاطرات بسیار خوبی از معلمان و مدیران زمان مدرسه دارید و باز هم حتما خیلی از شما که این متن را می‌خوانید از معلم و مدیر و ناظم کم‌مهری دیده‌اید و تلخی چشیده‌اید.
.
واقعیت آن است که مدرسه‌های ایرانی خصوصا در سال‌های قبل، مانند خود زندگی بودند؛ تلخی‌ها و شیرینی‌ها با همدیگر بودند. می‌دانیم برای بعضی از شما خاطرات بد برجسته است و برای بعضی از شما خاطرات خوب.

پیشنهاد می‌کنیم از خاطرات بد و خوب از مدارس بنویسید. این فقط تعریف خاطره نیست. این یک نوع آموزش است. خاطره‌های بد می‌توانند به ما هشدار دهند که مراقب رفتار اجتماعی خود در مدارس باشیم تا خاطره بد برای کودکان ایجاد نکنیم و خاطره‌های خوب می‌توانند یادآور این باشند که مهربانی چه دنیای زیباتری می‌آفریند و تلاش کنیم مهربان‌تر باشیم.
.
برخی از خاطرات خوب و بد شما را به صورت جداگانه پست خواهیم کرد. صفحه آموزشکده توانا، صفحه‌ای‌ست برای شما تا بتوانید خود را در آن ببینید و بخوانید.
.
#مدارس #کودکان #معلمان #دبیرستان #دانش_آموزان #کتک #نظام_آموزشی #جمهوری_اسلامی #آموزش_دموکراتیک

@Tavaana_TavaanaTech

4 comments

KY YK
اول ابتدایی بودم، خانم معلم از بچه‌ها درس می‌پرسید، از یکی از بچه‌ها پرسید مخالف کلمه زیبا چی میشه؟ من بلافاصله گفتم زشت

خانم معلم به سمت من نگاه کرد و پرسید: کی بود گفت زشت؟! من دستم رو بلند کردم. از من خواست بلند شم برم جلوی میزش. رفتم. گفت از تو نپرسیدم چرا جواب دادی؟! من هیچی نگفتم. حقیقت این بود که من اصلاً نمی‌دونستم داره از دانش‌آموز خاصی سوال می‌پرسه؛ فکر کردم از کلاس پرسیده. تو اون سن و سال نتونستم توضیح بدم، یا عذرخواهی کنم؛ فقط سکوت کردم

معلم گفت دستت رو بگیر جلو. دستم رو دراز کردم و با خط‌کش چوبی یکی زد کف دستم. و گفت برو بشین

بعدها بزرگتر شدم به این مسئله و موارد مشابه فکر کردم. بنظرم بچه‌ها تو سنین پایین کارایی می‌کنن یا حرفهایی میزنن که اصلاً بهش فکر نمیکنن. معلم‌ها و پدر و مادرا باید خیلی صبور باشن و در نظر داشته باشن که بچه‌ها بیشتر کاراشون بدون قصد و نیت هست
سال ۵۹ در کلاس چهارم دبستان ، ریاضی تجدید شدم، تمام تابستان وقتم به درس خواندن گذشت تا بتوانم در امتحان شهریور نمره قبولی کسب کنم، من رفتار غلط معلم را بعد از پایان امتحان هرگز فراموش نخواهم کرد. فکر میکنم حدود هفت، هشت دانش آموز بودیم که امتحان می دادیم ...خانم معلم همان جا برگه ها را تصحیح کرده و نمره می داد و به دانش آموز اگر قبول شده بود می گفت قبول شدی برو.... به من که رسید با اخم و ناراحتی گفت برو به ولی خود بگو بیاید مدرسه و نمره ام را نگفت.... من هم با ترس و اضطراب فراوان همین کار را کردم... و در منزل منتظر ماندم خدا می داند با چقدر استرس.... مادر که به خانه برگشت گفت قبول شدی با نمره نوزده و بیست و پنج صدم ... ولی واقعا چرا معلم این برخورد را با من که بهترین نمره را در آن جمع گرفتم و خودش و همکارانش مراقب بودند که هیچ تقلبی صورت نگیرد از خود نشان داد؟
شاید همین رفتار باعث شد از ریاضی بدم بیاید و سال بعد در کلاس پنجم ناچار به استفاده از تک ماده شوم برای این درس، من که تا پیش از این اکثرا نمره های خوب می گرفتم از ریاضی ...
متاسفانه اکثر معلمان آن سالها ضعف های شخصیتی بسیاری داشتند
والا ما که خاطره خوب یادمون نمیاد از اون روزها.همش کتک و تحقیر.هیچ یادم نمیره تو راهنمایی یک معلم عربی داشتیم درست جواب میدادی کتک میزد اشتباه هم جواب میدادی کتک میزد.جالب اینجاست که پدر مادرها میومدن مدرسه می گفتن کتک بزنین بچه ها رو.اون موقع باید موها همیشه کوتاه میبود منم گوشهام یک کم بزرگتر از حد عادی بود همیشه معلمها بخاطر همین منو تحقیر میکردن.خاطره خوب یادم نمیاد فقط زنگهای ورزش .همین
کلا توی ایران هر کسی که حقوق خودش رو از رژیم جمهوری اسلامی میگیره باید آدم بدی باشه،اگر نباشه نمیتونه توی این سیستم دووم بیاره ،پزشکان ،پرستاران،تمام کارمندان ارگان‌های دولتی ،نیروهای نظامی،و ،.........