استاد دانشگاهی که درکی از حقوق شهروندی ندارد، با افتخار اعلام می‌کند وقتی که متوجه باورمندی دانشجویش به آئین بهائی شده، جلوی فارغ‌التحصیلی‌اش را گرفته است.

این نمونه‌ای از تبعیض جاری در نظام آموزشی ایران است که با سرنوشت یک جوان بازی می‌کند.
نظامی مبتنی بر نابرابری، خودی/غیرخودی، دگرستیزی، عدم رواداری و تبعیض

دانشگاهی که باید سنگر آزادی باشد، با گزینش افرادی وابسته به نظام ارزشی حاکم، تیشه به ریشه‌ی آزادی می‌زند.

مرتبط:
نقض حقوق بهائیان در جمهوری اسلامی ایران
http://bit.ly/2NAFQeG

@Tavaana_TavaanaTech

4 comments

جالبه همیشه شما بهاییان می گویید ما برای رفتن به دانشگاه دروغ نمی گوییم و صد البته تقیه نداریم و دین مان را اسلام اعلام نمی کنیم. ولی بعد خودتان خبر می زنید که فلان دانشجوی بهایی از دانشگاه اخراج شد. قسم حضرت عباستان را باور کنیم یا دم خروستان را؟
KY YK
دین ضاله است

اسلام ضاله در ضاله

شیعه ضاله در ضاله در ضاله

آن کس که نداند و نداند که نداند
KY YK
شیعیان علی‌اند دیگر، حقگو، حق‌طلب

هر وقت مطلبی درباره بهائیان پست می‌کنید سر و کله یکی‌شان (که خیلی هم حقگو ست) پیدا می‌شود و یک مشت دروغ و تحریف بلغور می‌کند که بله بهائیان فلان کردند بهمان کردند
KY YK
براى آگاهى از اعتقادات بابيان (که بهائیت از دل آن بیرون آمد) گوياترین مثال اين شعر طاهره قرةالعين است. زنی که در جامعه مذهبی و تاریک قاجار کشف حجاب کرد، از آزادی، مساوات، حقوق انسان‌ها، و تزویر شیخ سخن گفت. مسجد را دکان تقدس نامید. به خاطر این چیزهاست که آخوند بابی و بهائی را تکفیر می‌کند

هان صبح هُدى فرمود آغاز تنفس
روشن همه عالم شد ز آفاق و ز انفس
ديگر ننشيند شيخ بر مسند تزوير
ديگر نشود مسجد دکّان تقدس
ببريده شود رشتۀ تحت‌الحنک از دم
نه شيخ بجا ماند و نه زَرق و تدلُّس
آزاد شود دهر ز اوهام و خرافات
آسوده شود خلق ز تخييل و تَوَسوس
محکوم شود ظلم به بازوى مساوات
معدوم شود جهل به نيروى تَفَرّس
گسترده شود در همه جا فرش عدالت
افشانده شود در همه جا تخم تَوَنُّس


اينها سخنانى است که تا شصت هفتاد سال بعد از طاهره از زبان و قلم هيچ کس جارى نشده. مفاهيم و عبارات و حتی لغات همگى تازه است و بی‌سابقه. بايد هفتاد سال تا شعر فرخى يزدى و لاهوتى کرمانشاهى به جلو بيایيم تا به اين کلمات و مفاهيم بر بخوريم