مسئله ۴ وقتی مدیر فقط چیزهایی را میبیند که انتظارش را دارد
● یکی از خطاهای پنهان ذهن مدیر این است که بعد از شکلگیری یک باور، شروع میکند به پیدا کردن شواهدی که همان باور را تأیید کنند. نه لزوماً به این دلیل که مدیر قصد دارد واقعیت را نادیده بگیرد؛ بلکه چون ذهن انسان تمایل دارد اطلاعات سازگار با برداشت قبلی را سریعتر و راحتتر پردازش کند. ● یک مثال مدیریتی مدیری باور دارد: ▪︎ «تیم فروش من انگیزه ندارد.» از فردا چه چیزهایی بیشتر به چشمش میآید؟ ▪︎ فروشندهای که دیر سر کار آمده. تماسی که انجام نشده. ▪︎ پیگیریای که فراموش شده.
اما شاید همان تیم در هفته گذشته چند مشتری مهم را حفظ کرده، چند پیشنهاد جدید داده و عملکرد بعضی اعضا بهتر شده باشد. ● مدیر ممکن است این موارد را ببیند، اما وزن کمتری به آنها بدهد. اینجا مشکل فقط عملکرد تیم نیست؛ فیلتر ذهن مدیر هم وارد ماجرا شده است. ● خطر این مسئله چیست؟ وقتی یک برداشت اولیه دائماً با شواهد انتخابشده تأیید شود، مدیر کمکم به آن برداشت اطمینان بیشتری پیدا میکند. بعد تصمیمها بر اساس همان باور گرفته میشوند. ● مثلاً:«کارکنان قابل اعتماد نیستند.» پس مدیر تفویض اختیار نمیکند. چون کارکنان فرصت تصمیمگیری پیدا نمیکنند، وابستگی آنها به مدیر بیشتر میشود. بعد مدیر میگوید: «دیدید؟ اگر خودم انجام ندهم، کار پیش نمیرود.» این یک چرخه خطرناک است؛ باور 👈 رفتار مدیر 👈 نتیجه 👈 تأیید دوباره باور. ● مدیر حرفهای چه کار میکند؟ گاهی لازم است عمداً دنبال اطلاعاتی بگردید که نظر شما را رد میکنند. اگر فکر میکنید محصولتان عالی است، از خودتان بپرسید: «اگر محصول من واقعاً مشکل داشته باشد، چه شواهدی باید ببینم؟» اگر فکر میکنید کارمندتان ضعیف است: «چه شواهدی میتواند نشان دهد مشکل از سیستم مدیریت من است؟» اگر فکر میکنید مشتری قیمت را بالا میداند: «آیا واقعاً مشتری قیمت را رد کرده یا ارزش پیشنهادی ما را درک نکرده است؟» این سؤالها ذهن مدیر را از تأیید گرفتن به سمت آزمون کردن باورها میبرند. ● یک تمرین ساده یکی از باورهای مهم خود درباره کسبوکارتان را بنویسید. ● مثلاً:«مشتریهای ما فقط به قیمت اهمیت میدهند.» حالا خودتان را مجبور کنید سه شاهد پیدا کنید که این باور را نقض میکنند. اگر نتوانستید، شاید باور شما درست باشد؛ اما اگر توانستید، وقت آن است که در آن تجدیدنظر کنید. ●سؤال این درس آموخته کدام باور مدیریتی را مدتهاست درست میدانید، بدون اینکه واقعاً تلاش کرده باشید خلافش را ثابت کنید؟ یک مدیر حرفهای فقط دنبال جواب درست نیست؛ گاهی باید جرئت داشته باشد فرضیه خودش را زیر سؤال ببرد.