1- پروپاگاندا فقط بیست و سی یا فارس نیوز نیست.
بعد از ۸۸، نظام به این نتیجه رسید که برای ماندن باید برای مقابله با مجاری رسانهای خارج از دستگاههای انحصاری خودش هم فکری بکنه. رشد سریع شبکههای اجتماعی و گسترش استفاده از گوشیهای هوشمند در کنار بحرانِ ۸۸ و پروژههای شکستخوردهای مثل ۹ دی، ثابت کرد که دیگه صداوسیما و فارس نیوز و سایر رسانههای حکومتی نمیتونن کوچکترین تاثیری در جهتدهی به افکار عمومی داشته باشند. نتیجهی رسیدن به این درک، تلاش مستمر برای اخته کردنِ رسانههای فارسیزبانِ غربی یا تولد سازمانهای رسانهای جدیدی مثل اوج و تیویپلاس بود. هنرمندان دستپاچه هم که سالها تحت فشار، کارشون به بنبست ارشاد و درنهایت انزوا و یا حتی زندان رسیده بود، به طمعِ گرفتنِ اجازهی کار، شروع به همکاری با این ارگانهای وابسته به حکومت کردند. خبرنگارانِ رسانههای خارجی که سالها از ورود به ایران منع میشدند و تشنهی تولید گزارش از «درون ایران» بودند، با دیدن این چراغ سبزِ ج.ا، دوربینهاشون رو روشن کردند و با سر به سمت ایران دویدند.
این یکی از هوشمندانهترین سیاستهای ج.ا تا امروزه. سیاستی که به تولیدات فرهنگی و رسانهای اجازه میده پا رو از خط قرمزهای کلاسیکِ صدا و سیما فراتر بذارن تا زمانی که کنترلِ تولید و توزیع این محصولات فرهنگی به دست بچه شیعهها باشه. تا زمانی که بشه کنترل کرد اون خبرنگار خارجی که حالا اجازه داره از درون ایران گزارش و مستند بسازه، کجا میره و با چه کسانی حرف میزنه. یکی از نتایج سرمایهگذاری ج.ا روی این سیاست، بچه شیعههایی بودند که حالا به جای تسبیح و پنجه بکس و باطوم، به دوربین DSLR و میکروفونِ RØDE مجهز شده بودند و در شهر میچرخیدند و از گفتگو با «مردم»، گزارش و مستند تهیه میکردند. چند گزارشِ بیخطر و گفتگو با چند دختر شلحجاب و پسر شلواررنگیپوش دربارهی شب یلدا، نوروز یا روابط دختر و پسر، کافیبود تا صفحههای این گروهها در شبکههای اجتماعی دهها هزار نفر دنبالکننده پیدا کنه و ویدیوهاشون در مقیاس میلیونی دست به دست بشه. این در حالیه که فضا برای نیروهای مستقل و مخالف، به مراتب بستهتر از قبل شد.
روِشِه درست نوشتن____
@ajibzad