نوروز و سال نونوآم چامسکی: «اگر تصور کنیم هیچ امیدی وجود ندارد، ضمانت کردهایم که هیچ امیدی نخواهد بود؛ اما اگر تصور کنیم که فرصتهایی برای تغییر هست، این امکان وجود دارد که بتوانیم در ساختن جهانی بهتر مشارکت کنیم.»
هر نوروز فرصتی برای تجدید پیمان است با آرمانها و امیدهایمان؛ امید برای تغییر و آرزوی جهانی بهتر و عادلانهتر.
نوروز زیبا و شورانگیز است، جشنی که با سور طبیعت و آغاز بهار همراه است، فرصتی برای همبستگی میان مردمانی که این آیین را حتی با دلی غمین برپا میدارند.
بهار، زیبایی است و جشن پیروزی بر خزان و زمستان، پیروزی زندگی بر مرگ و نیستی و پژمردگی. بهار کرشمه و رقص است در رگان پرتپش زندگانی، عطر هستی و غوغای بودن است.
نوروز مجالی دیگر است تا جهان از درود و سرود سرشار گردد، تا بار دیگر این زمین که با ظلم سترون شده است با برابری انسانها حاصلخیز شود. تا هر انسانی همچون مشعلی فرا راه دیگران باشد، درها باز شوند و راهها گشوده در پیش پای رهروان.
نوروز روزی باید درها و بندها بگسلند و جانهای آزاده نفسی تازه کنند. نوروز روزی باید شاعری در زمستانش نمرده باشد و زنی بدن تکیدهاش را در دی ماه به خاک نسپرده باشد.
نوروز روزی ما باید با هم باشیم، درد و شادی زندگی را شریک باشیم، شیرینی زندگی را با یک دیگر مزمزه کنیم و تنها به درد و غم نمانیم.
اما تا آن روز ما باید با هم باشیم، دردهای مشترکمان را بر دوش کشیم و ضجهی در گلوماندهمان را فریاد کنیم، باید راهمان را در کنار یک دیگر پیدا کنیم و این راه را با همراهی هم، کوتاه و پیمودنی کنیم. از همین امروز بساط آن نوروز را فراهم آوریم:
با فقر و نابرابری مبارزه کنیم، برای آزادی فریاد کنیم، جنگ نخواهیم، همبسته باشیم و جهان را جز به عدالت نخواهیم.
@designmanufacturing