✳️ هوش‌مصنوعی چگونه توازن قدرت را تغییر می‌دهد:
تمرکزگرایی یا تمرکززدایی

✍ اسفندیار جهانگرد،استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی

✅ آوی گلدفارب از دانشگاه تورنتو بحثی درباره مقاله برایان جلفسون و هیتزیگ تحت‌عنوان «نقش هوش‌مصنوعی در استفاده از دانش در جامعه» مطرح می‌کنند که دودیدگاه متفاوت را درقالب پیامد گسترش هوش‌مصنوعی درقالب تمرکززدایی و تمرکزگرایی بازگو می‌کند. در ادامه تقابل این دو دیدگاه آمده است:

برایان جلفسون و هیتزیگ استدلال می‌کنند که هوش‌مصنوعی تحول‌آفرین به تمرکز قدرت منجر می‌شود زیرا انتقال دانش ضمنی را ممکن کرده و ظرفیت پردازشی عامل‌ها را گسترش می‌دهد. در مدل آنها از حقوق تصمیم‌گیری در یک‌سازمان با «ستاد مرکزی» و «کارآفرینان محلی» دانش ضمنی محلی به دانشی قابل انتقال تبدیل می‌شود و بنابراین بدون نیاز به تصمیم‌گیری محلی در دسترس ستاد مرکزی قرار می‌گیرد. به‌طور مشابه ستاد مرکزی به‌واسطه توان پردازشی بالاتر می‌واند میان عامل‌های محلی هماهنگی ایجاد کند. این چارچوب به‌درستی نشان می‌دهد که هوش‌مصنوعی تحول‌آفرین می‌تواند به تمرکز قدرت در سازمان‌ها بینجامد.

بااین‌حال سناریوی معکوس نیز ممکن است. دست‌کم سه‌نیروی مهم وجود دارد که می‌توانند به تمرکززدایی حقوق تصمیم‌گیری و قدرت در سازمان‌ها منجر شوند: نخست دانش ضمنی اغلب در ستاد مرکزی متمرکز است و نه صرفا نزد عامل‌های محلی؛ درنتیجه هوش‌مصنوعی تحول‌آفرین می‌تواند حقوق تصمیم‌گیری را از ستاد مرکزی دور کند. دوم اینکه هوش‌مصنوعی ممکن است افراد را به قابلیت‌هایی مجهز کند که پیشتر فقط در اختیار سازمان‌های بزرگ بود. سوم آنکه هوش‌مصنوعی تحول‌آفرین ممکن است به‌سرعت منتشر شود به‌طوری که افراد بسیار زیادی به این قابلیت‌ها دسترسی پیدا کنند. درمجموع این‌نیروها نشان می‌دهند که به‌جای تمرکز قدرت هوش‌مصنوعی تحول‌آفرین می‌تواند دسترسی به ابزارهای پیشرفته را که پیشتر تنها در اختیار شمار اندکی از افراد بسیار ماهر بوده دموکراتیزه کند...

ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=591695
كانال قواعدبازی

Comments

Be the first to add a comment