‍ .
📌‏ابتذال شر؛ اشغالگری، اصلاحات دروغین و نسخه ۵۷ی پوتینیسم .

✴️ در کشوری که حاکمان آن برای بقای خود، زندگی و آزادی را به ابزاری برای سرکوب و فریب بدل کرده‌اند، آزادی نمایشی چهره‌هایی چون توماج صالحی و نرگس محمدی نه نوید تغییری واقعی، بلکه بخشی از پروژه‌ای هوشمندانه برای تحریف مبارزه و بازآفرینی نظم پوسیده است.

📍نظام جمهوری اسلامی، که بقای خود را در گرو ساختن قهرمانان جعلی و حذف بی‌صدای مخالفان حقیقی می‌بیند، اکنون بازی جدیدی را آغاز کرده است: بازطراحی فروپاشی به سبک شوروی، برای تولد دوباره از دل بحران.

🔺قتل کیانوش سنجری، نماد این استراتژی، نه صرفاً یک جنایت سیاسی، بلکه بخشی از یک طرح گسترده برای حذف چهره‌های برانداز ملی و جایگزینی آنان با مهره‌هایی است که بازیگر سناریوی امنیتی رژیم‌اند.

🔰نظام به‌خوبی دریافته است که انقلاب ملی، که حامل ایده تغییر بنیادین است، تهدیدی وجودی برای آن محسوب می‌شود. بنابراین، با تکیه بر الگوی فروپاشی شوروی، می‌کوشد این سقوط اجتناب‌ناپذیر را به فرصتی برای بازسازی خویش بدل کند.

⚠️همان‌طور که بلشویسم شوروی، با مدیریت مهندسی‌شده اولیگارشی روسیه، راه را برای ظهور پوتینیسم گشود و یک رژیم تمامیت‌خواه جدید را از دل فروپاشی خلق کرد، سران جمهوری اسلامی نیز به‌دنبال خلق نسخه‌ای شیعی-سوسیالیستی از پوتینیسم‌اند. در این سناریو، نظام با کنار گذاشتن پوسته خمینیسم، اما با حفظ ساختار فاسد و تمامیت‌خواه، نسخه‌ای دیگر از استبداد را در لباسی نو ارائه خواهد کرد.

♦️آزادی نرگس محمدی و پیام‌های او درباره لزوم رفع تحریم‌ها، همراه با نمایش‌هایی چون تحرکات رونقی و توماج صالحی، نه‌تنها بخشی از این سناریو است، بلکه تلاشی برای عادی‌سازی یک اصلاح‌طلبی نمایشی است.

⛔️این اصلاح‌طلبی، چیزی جز ابزار بقای رژیم نیست؛ ابزاری که نه برای مردم، بلکه برای قانع‌کردن غرب طراحی شده است. جمهوری اسلامی، همانند بلشویک‌ها در دوران فروپاشی شوروی، به‌دنبال انتقال قدرت از یک پوسته ایدئولوژیک به ساختاری به‌ظاهر مدرن است، اما جوهره سرکوب‌گر و ماهیت اشغال‌گر خود را حفظ خواهد کرد.

💢هانا آرنت، در تحلیل خود از «ابتذال شر»، به‌خوبی نشان می‌دهد چگونه نظام‌های توتالیتر می‌توانند جنایت و سرکوب را در قالبی عادی و حتی مقبول بازنمایی کنند.

🔴🔄 جمهوری اسلامی، با استفاده از همین الگو، سرکوب داخلی و پروژه‌های امنیتی خود را در بسته‌ای از اصلاح‌طلبی مجاز و قهرمان‌سازی مصنوعی عرضه می‌کند. این سیاست، که هدفش بازتولید چرخه استبداد است، به‌جای پاسخ به مطالبات واقعی مردم، تلاش می‌کند مسیر انقلاب ملی را منحرف، و آن را به یک جابه‌جایی ساده قدرت، تقلیل دهد.

✅ اما این بار ملت ایران نمی‌تواند اجازه دهد که این نسخه شیعی از پوتینیسم از دل خمینیسم برخیزد؛ برخلاف آنچه نظام به دنبال القای آن‌ست، پروژه‌ی سرنگونی که به‌خوبی مدیریت شود، می‌تواند پایانی بر اشغالگری جمهوری اسلامی باشد. این طرح اما بدون حضور رهبری آگاه و مشروع، نه‌تنها به بازتولید استبداد، بلکه به خطراتی همچون تجزیه یا تداوم فساد در لباسی جدید منجر خواهد شد.

✅ در این میان، نقش پادشاه در تبعید به‌عنوان نماد مشروعیت تاریخی و حافظ هویت ملی، بیش از پیش برجسته است. پادشاهی که فراتر از جناح‌بازی‌های معمول، تجسم وحدت و بدیلی واقعی در برابر این نظام پوسیده است. او، با پرچم‌داری انقلاب ملی و ارائه چشم‌اندازی شفاف از آینده ایران، توانسته نقشه رژیم برای فروپاشی مهندسی‌شده را به چالش بکشد.

🔰ایران، که امروز در چنگال ابتذال شر گرفتار است، تنها با انقلابی ملی، به رهبری نماد مشروعیت تاریخی خود، می‌تواند از بازتولید این چرخه فساد و سرکوب رهایی یابد.

💠 مسیر پیروزی آینده، نه در اصلاحات جعلی یا نسخه‌های بازتولیدشده استبداد، بلکه در طغیان حقیقی علیه اشغال‌گران، و بازگشت به هویت راستین ملی است.

🔥ایران هرگز نخواهد مُرد.

✍ سیروس پارسا

Comments

Be the first to add a comment