از طرف دیگر در عمل بالینی و همچنین در بحث¬های عمومی، اختلاف نظر وجود دارد که کدام شرایط خاص باید به عنوان بیماری شناخته شوند. پیش از این فراربردگان ، همجنس¬گرایی و دگراندیشی به عنوان بیماری شناخته می¬شدند. امروزه بحث می¬شود که آیا چاقی، غم و اندوه، طاسی، کک مک و بیخوابی ناشی از کافئین به عنوان بیماری محسوب می¬شوند؟ گروه های خاص ممکن است استدلال کنند که چیزی یک بیماری است، در حالی که متخصصان ممکن است دو دل باشند و یا برعکس، متخصصان ممکن است برخی از شرایط بیولوژیکی را که افراد به طور کامل تجربه نکرده¬اند (و ممکن است هرگز تجربه نکنند) اندازه گیری کنند. به این ترتیب، جامعه ممکن است چیزی را به عنوان یک بیماری در نظر بگیرد، در حالی که افراد و متخصصان با آن مخالف باشند. ازاین¬رو به نظر می¬رسد که تصور بیماری از زمانی تا زمان دیگر و از مکانی تا مکان دیگر متفاوت است. هرچند بیماری مفهومی مرکزی در علوم درمانی، فلسفی و اخلاق ¬زیستی است، اما تعریف آن دشوار است. از طرف دیگر مفهوم بیماری از لحاظ اخلاقی نیز مهم است زیرا استانداردها و محدودیت¬ها را تعیین می¬کند، به عنوان مثال کدام سیستم بهداشتی باید انتخاب شود و چه کسانی باید از آن بهرمند شوند. همچنین این موضوع بر روی درک خودانگاری توسط مردم، روابط آن¬ها با دیگران و نقش و موقعیت اجتماعی آن¬ها تاثیر می-گذارد. بیماری همچنین یک¬سری از مسائل اخلاقی را مطرح می¬کند به ویژه درمورد بیش¬تشخیصی و کم¬تشخیصی، طبی¬سازی و توزیع مراقبت¬های بهداشتی. این موضوع باعث می¬شود که بیماری یک مفهوم مهم با پیامدهای گسترده¬ای برای افراد، متخصصان بهداشت، بیمه¬گران، سیاست¬گذاران بهداشت، متخصصین زیستی و سیاست¬مداران باشد. طیف گسترده¬ای از نظریه¬ها و مفاهیم درمورد بیماری با توجه به علاقه کمک به مردم به وجود آمده است. اما این نظریات با توجه به زمان و مکان تغییر کرده¬اند و این امر خود باعث پرسش از چرایی فهم بیماری شده است. چرا مفهوم بیماری مورد نیاز است؟ از جمله دلایل این موضوع می¬توان به موارد زیر اشاره کرد :
I. بیماری دلالت ضمنی دارد بر حق توجه و مراقبت، چرا که بیماری مربوط به رنج است.
II. بیماری (در بسیاری از کشورها) مستلزم حق درمان است و بنابراین اهمیت زیادی برای افراد، متخصصان بهداشت، مراقبت های بهداشتی موسسات، بیمه گران بهداشت و سیاست گذاران بهداشتی دارد.
III. بیماری (در بسیاری از کشورها) به طور ضمنی بر معافیت از وظایف مانند کار یا مراقبت از دیگران (به عنوان مثال، بستگان یا دوستان) دارد.
IV. بیماری (در بسیاری از کشورها) مستلزم جبران خسارت اقتصادی است و بنابراین برای افراد، کارفرمایان، بیمه گران و سیاست گذاران بهداشت مهم است.
V. بیماری ممکن است موجب معافیت از پاسخگویی و مسئولیت اخلاقی (در موارد جرم) باشد.
VI. بیماری برای افراد در درک وضعیت خود مهم است: «من نمی توانم این کار را انجام دهم یا آن طور که می خواهم انجام دهم، چرا که بیمار هستم.»
VII. بیماری برای افراد مهم است تا یک وضعیت را برای خود و دیگران توضیح دهند.
VIII. بیماری برای محدود ساختن اهداف مراقبت های بهداشتی از سایر وظایف و موضوعات اجتماعی مهم است.
IX. بیماری برای سازماندهی وظایف مراقبت های بهداشتی مهم است، به عنوان مثال، در طبقه بندی ها و بخش های بیمارستان.
X. بیماری برای مشخص کردن موضوع علوم مرتبط با سلامت مهم است.
این امر استانداردها را تنظیم می¬کند، برای مثال اینکه چگونه متخصصین بهداشتی تحصیل کرده نحوه تنظیم بیمه درمانی و محدودیت¬ها را تعیین می¬کنند و یا چه افرادی سزاوار دسترسی به برخی از خدمات هستند. به همین منظور در ادامه به سه تعریفی که در ادبیات پزشکی از بیماری آمده است، یعنی توصیفی، هنجاری و ترکیبی خواهیم پرداخت.
3. سه تعریف از بیماری
• نظرگاه توصیف¬گرایانه بیماری را از لحاظ پدیده های بیولوژیکی یا ذهنی از این رو که می تواند درون طبیعت توصیف شود تعریف می¬کند. چنین تعاریفی اغلب تعاریف طبیعی¬شناسی نیز نامیده می شود. براساس مورد ارجاع¬ترین تعریف توصیفی، بیماری یک وضعیت داخلی است که عملکرد طبیعی را مختل می¬کند. از¬این¬رو، اگر عملکرد بدنی یا ذهنی به پایین تر از آنچه که از لحاظ آماری عادی است کاهش یابد، بیماری وجود دارد. این تعریف اغلب به نام نظریه «زیست¬آماری» از بیماری نامیده می¬شود و تفسیرهای متفاوتی را به دلیل جنسیت، سن و گونه¬های مختلف به حساب می¬آورد، به طوری که تفاوت¬های عملکردی در چنین فاکتورهایی بیماری محسوب نمی¬شود. به عنوان مثال فردی که ضربان قلب او در سن 100 سالگی در مقایسه با کل جمعیت کاهش عملکرد دارد بیمار نیست. بیماری¬ها نوعی هستند که در طبیعت رخ می¬دهند، یعنی انواع طبیعی و می¬توان آن¬ها را بر اساس ویژگی¬هایی که می¬تواند در طبیعت توضیح داده شود طبقه¬بندی کرد.

Comments

Be the first to add a comment