احمدرضا حائری، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر در یادداشتی از زندان قزلحصار، روایتی را از «شکنجه» و «اعدام مصنوعی» سامان یاسین (صیدی) رپر معترض منتشر کرده است.
براساس این روایت، آذر ۱۴۰۱ زمانی که آقای یاسین در بند عمومی ۲۴۰ زندان اوین بوده، یک شب حدود ساعت سه به دنبالش آمدند و با پابند و چشمبند او را سوار یک خودرو کردند.
به او گفتند که قرار است حکمش اجرا شود و خودکار و کاغذی به دستش دادند تا اگر وصیتی دارد بنویسد.
در این روایت آمده، بعد از آنکه آقای یاسین روی سکو قرار گرفت، یکی از ماموران خطاب به دیگری گفت: «جوان است، گناه دارد، سعی کن طناب را کج بیندازی که موقع افتادن درجا گردنش بشکند و خیلی زجر نکشد.»
او گفت که هرلحظه منتظر بود زیر پایش خالی شود که صدای زنگ تلفن همراهی را شنید و صدای همان مامور که میگفت: «پس فعلا دست نگه داریم؟ یک فرصت دیگر به او دادید که همکاری کند؟»
پس از آن طناب را از دور گردنش باز کردند و به زندان بازگرداندند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing