درباره نوع گزینش استاد، اداره ایدئولوژیکی دانشگاه و کنکور و باقی قضایا مرا نمیرسد که چیزی بگویم! اینکه در وزارت علوم، علمی و در دانشگاه، دانشی نمانده، بحثی نیست که بتوان در چند سطر ناقابل تکلیف آن را روشن کرد. مسئولان انتخاب خود را کردهاند و دود این انتخاب نیز به چشم آنان خواهد رفت. در اینباره نیز مانند بسیاری از مشکلات کشور باید فکری اساسی کرد و البته باید کسانی باشند که فکری داشته باشند و مسئولانی که گوش شنیدن دارند. در چنین کارهایی، در کشوری مانند ایران، هیچ عجلهای نیست، که از قدیم میدانیم کار شیطان است اما کار انسجام و وحدت ملّی کشور مهمی نیست که اگر فوت شد، بتوان خسارت آن را جبران کرد. اینجا نظر خواننده را به تنها یک نکته در کتاب ایران بین دو انقلاب یرواند آبراهامیان جلب میکنم که کتاب دانشگاهی مهمی است و از زمان انتشار ترجمه نخستینِ آن در 1378 تاکنون نزدیک به سی بار به چاپ رسیده است. دلیل اینکه دانشگاه چنین کتاب بیاهمیتی را همچون کاغذ زر میبَرَد، روشن است. دانشگاه نیمبِسمِل زیر لوای «تولید علم» چیزی تولید نمیکند که استادان آن دستکم برای تدریس تاریخ معاصر کشور و تاریخ انقلاب اسلامی کتابی نوشته باشند و دانشگاه در این زمینه به «خودکفایی» برسد