وقتی دستهای از موهای نرم و زیبایش صورت سامان را نوازش میداد و مثل انگشتان بریلنویس روی صورتش مینوشت که در اختیار توام، سامان برمیگشت، در آغوشش میگرفت، و در کنارش چنان دل به فراموشی میداد که سیاستمداری وعدههای روز انتخابات را... #مهدی_فاتحی #ملاقات_در_استانبول #نشر_ناکجا