اخلاق را می توان در یک جمله خلاصه کرد: آنچه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند. رعایت این اصل مستلزم آن است که بتوانیم خود را در جای دیگران بگذاریم و به جایشان فکر و احساس کنیم. به این می گوییم همدلی و همفکری یا امپاتی و سمپاتی. مبنای "ان ال پی" "یا برنامه ریزی عصبی کلامی" همین توانایی ما برای امپاتی و سمپاتی است. برنامه ریز عصبی کلامی، شیوه ای برای برقراری ارتباط حداکثری با دیگران است. در این شیوه، خود را جای دیگری می گذاری و با ذهن و قلب او فکر و احساس می کنی. به جای قضاوت کردن، او را درک می کنی. نکته های مثبت اندیشه و احساسش را بولد می کنی و مبنای تفاهم قرار می دهی. در واقع از مبانی مشترک با او حرکت را شروع می کنی. چنان که وقتی با کودکان سخن می گوییم خود را با سطح دریافت و ادراکشان هماهنگ می کنیم. به قول مولوی: چون سر و کارت به کودک ها فتاد، هم زبان کودکی باید گشاد این ارتباط زمانی به حد کمال می رسد که با روی گشاده و لحن مهربان توام گردد. زیرا بیش از 50 درصد ارتباط با روی خوش و 30 درصد هم با لحن و بقیه از طریق مضمون پیام برقرار می شود. این شیوه در مراودات اجتماعی و حتی سیاست کاربرد دارد. سیاستمداری یعنی داشتن پیشنهادها و راه حل های متنوع برای معامله برد-برد. کسی که چنین راه حل هایی در چنته ندارد، سیاستمدار نیست. چیز دیگری است. حتی در مراودات اجتماعی نیز نمی توان لباسی پوشید که با مجلس و مجلسیان بی تناسب باشد.