نیایش چرنوبیل با عنوان فرعی «رویدادنامهی آینده» از زبان روسی توسط الهام کامرانی به فارسی ترجمه شده و نشر چشمه آن را منتشر کرده است. در قسمتی از متن کتاب درباره این فاجعه آمده است:
۲۶ آوریل ۱۹۸۶، در ساعت یک و ۲۳ دقیقه و ۵۸ ثانیه یک رشته انفجار، راکتور و چهارمین بلوک تولید انرژی نیروگاه اتمی چرنوبیل را که در نزدیک مرز بلاروس بود از بین برد و فاجعه چرنوبیل بزرگترین اتفاق تکنولوژیکیِ قرن بیستم شد. این حادثه برای بلاروس کوچک با ۱۰ میلیون نفر جمعیت فاجعهای ملی بود. در میان شاخصهای انقراض جمعیت، رادیواکتیو مقام نخست را دارد. در استانهای گومل و مگیلف(که بیش از همه از حادثه چرنوبیل لطمه دیدند) میزان مرگ و میر ۲۰ درصد از زادوولد پیشی گرفت.
مواد رادیواکتیو منتشر شده از این فاجعه، کُشت، سوزاند و نابود کرد، از آدمها تا درختان و حیوانات. سنبلی از بیکفایتی حکومت شوروی، که تمام تلاشش نه نجات جان انسانهای حادثه دیده، که جلوگیری از نشر اخبار به جهان بود تا رسوای عالم نشود.
در همین رابطه در پشت جلد کتاب آمده است:
بسیاری از مورخان انفجار راکتور هستهای چرنوبیل را از جمله دلایل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی میدانند و نویسنده نشان میدهد که این انفجار مخوف، چگونه روح انسانی را سوزاند و ناامید کرد. این کتاب شگفتآور یکی از درخشانترین نمونههای مستندنگاری است در دهههای گذشته، چنان مهم است که از مهمترین عوامل نوبل بردن نویسندهاش شد. کتابی که گره خورده با غم، مرگ، شادی، و البته تماشای تاریخی که انگار پوستهپوسته شده و در حال فرو ریختن است. یک شاهکار تأثیرگذار…
در سال ۲۰۰۶ «گورپاچوف» که در آن زمان حادثه، رهبر حزب کمونیست شوروی بود، اذعان داشت: «احتمالا فاجعهی چرنوبیل دلیل اصلی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود.» بله شوروی رفت، اما زخمهایی که بجا گذاشت گویی از بین رفتنی نیست.
سربازها به روستا آمدند و مردم را تخلیه کردند. ما را فریفتند. وعده دادند بعد از سه روز بازمیگردیم اما هیچگاه باز نگشتیم همیشه این اتفاق را با جنگ مقایسه میکنند. اما جنگ، آن را میشود فهمید. پدرم از جنگ برایمان میگفت. اما اینجا! از روستایمان سه قبرستان باقی ماند: در یکی مردم خوابیدهاند در دومی سگها و حیوانات تیرخوده ما و سومی خانههایمان، حتی خانههایمان را هم دفن کردند. (کتاب نیایش چرنوبیل – صفحه ۲۱۴)
@flith