مرگ مشکوک فرزند کاظم صدیقی، امامجمعه سابق تهران در میانه رسوایی زمینخواری
در حالی که پرونده رسوایی زمینخواری و فساد مالی کاظم صدیقی، امامجمعه سابق تهران، هنوز زیر نگاه سنگین افکار عمومی قرار دارد، رسانههای داخلی امروز از فوت محمدمهدی صدیقی، پسر او خبر دادند؛ خبری که در سکوتی سنگین و با روایتهای حداقلی منتشر شد.
پروندهای که از اسفند ۱۴۰۲ با افشاگری یاشار سلطانی، روزنامهنگار علنی شد، نشان میداد چگونه یک باغ ۴۲۰۰ متری در ازگل با ارزش تقریبی هزار میلیارد تومان، با قیمت غیرقابلباور ۶.۶ میلیارد تومان و تحت مدیریت حوزه علمیه صدیقی، واگذار شده است.
در اسناد انتقال نیز نام محمدمهدی صدیقی بهعنوان یکی از پرداختکنندگان مبلغ معامله ثبت شده بود؛ همان فرزندی که اکنون خبر فوت او منتشر شده است.
افکار عمومی این پرسش را تکرار میکند:
چگونه دو سال پس از آن رسوایی، بین کنارهگیری اجباری صدیقی از امامت جمعه، بازداشت اعضای خانوادهاش طبق گزارش فارس، و اکنون مرگ فرزند او چنین زنجیرهای از وقایع پشتسر هم رخ میدهد، آن هم در ساختاری که همیشه اخبار محرمانه را قطرهچکانی و کنترلشده منتشر میکند؟!
واقعیت این است که هیچیک از این حلقهها شفافسازی نشده:
بازداشت دو فرزند؟ بعداً قوه قضاییه گفت «یک پسر و عروس».
زمینخواری؟ بدون هیچ پاسخ رسمی رها شد.
عقبنشینی صدیقی از امامت جمعه؟ با عنوان «درخواست خودِ ایشان» اعلام شد.
و اکنون مرگ فرزندش؟ فقط یک خبر کوتاه، بدون هیچ توضیحی.
این الگو همان ساختاری را نشان میدهد که سالهاست در جمهوری اسلامی تکرار میشود:
فساد گسترده در لایههای بالایی، سکوت سیستم، حذف هزینهزاها، و انتشار اخبار مبهمی که بیشتر بر ابهام میافزاید تا حقیقت.
مرگ محمدمهدی صدیقی، چه طبیعی بوده باشد و چه نه، در بستر یک پرونده فساد هزار میلیاردی و سلسله اتفاقات مرتبط با آن قرار دارد؛ و همین کافی است تا موضوع از سطح یک خبر ساده فراتر رود و در ردیف نشانههای فروپاشی درونی حلقههای قدرت مذهبی – امنیتی ارزیابی شود.
افکار عمومی بار دیگر میپرسد:
چرا هر بار که پرونده یک چهره حکومتی بالا میگیرد، بهجای شفافسازی، سکوت و ابهام جایگزین پاسخگویی میشود؟
این همان پرسشی است که جمهوری اسلامی سالهاست از پاسخ به آن فرار میکند.
آبان 1404
#اتحاد_ملی_ایران
🤝 🌐 خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید
👇@OmidIranAzad