"فیلم «باشو غریبه کوچک» روایتگر داستان کودکی از جنوب ایران است که در پی جنگ بصورت اتفاقی سر از شمال ایران درمیآورد، اما هیچ کدام از دو طرف زبان یکدیگر را متوجه نمیشوند و این باعث مشکلات فراوانی برای او می شود.
باشو با خواندن برگی از کتاب فارسی باعث میشود تا توجه کودکان شمالی به او جلب شود..."
بیشتر کسانی که از «زبان پارسی» دفاع میکنند؛ از همین اقوام ایرانی با زبانهای محلی خود هستند و طبیعتا هدف این دفاع و پشتیبانی، هرگز نابودی زبانهای محلی نبوده و نیست.
مگر میشود با زبان مادری دشمنی کرد؟
مگر میشود باعث نابودی لالاییها و کودکانههای خود شد؟
و اساسا مگر زبان پارسی قرار است باعث از میان رفتن زبانهای محلی شود؟
پس چرا در این صدها سال، زبانهای کردی، لری، مازنی، ترکی و ... از میان نرفتند و گویشوران آنها بیشتر هم شده است؟
اینکه باید از زبانهای مادری خود حمایت کرد و ادبیات آن را در مدارس آموزش دید کاملا بجاست است، اما اجرای این امر تنها در کنار آموزش زبان پارسی درست میباشد، نه در نبود آن...
زبان پارسی بخشی از هویت ایرانی ماست و دفاع از آن بر هر کسی که خود را ایرانی میداند واجب است. افزون بر جایگاه «پیوند دهنده زبان پارسی»؛ بیش از ۹۰درصد تاریخ و ادبیات ۲۰۰۰ سال اخیر ایران به زبان پارسی نوشته شده و فراموشی زبان پارسی، یعنی دوری از تاریخ و ادبیات ایران، یعنی خداحافظی با هویت ایرانی!
پرسش مهم ما این است که چرا «خواستهی آموزش زبان مادری» نخست از رسانهها و جریانهای ایرانستیز شنیده میشود و این موضوع ِ ثابت برنامههای آنها است؟
چه رابطهای میان ایرانستیزی و زبانهای محلی وجود دارد؟
در واقع هدف اصلی اینها نه «آموزش زبانهای مادری» که «به حاشیه بردن زبان پارسی» و کمرنگ کردن نقش پیوند دهندهی آن در میان ایرانیان است؛ شما به افراد، جریانها و شبکههایی که پیوسته از «آموزش زبان مادری» دفاع میکنند، نگاه کنید! بیشتر آنها افراد سرشناس ِ جریانهای تجزیهطلب و قومگرا هستند...
(برگرفته از سایت ایرانزمین)
@flith