This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درختی سوخت
دودش
شعری گریان برای باغ نوشت.
باغ که سوخت
دودش
داستانی بس غمگین برای کوه نوشت.
کوه که سوخت
دودش
قصیده‌ای اشک‌آلود برای روستا نوشت.
روستا که سوخت
دودش
نمایشنامه‌ای تراژیک برای شهر نوشت.
در شهر اما زنی بود
که زیبایی درخت و کوه و روستا و شهر را
یک جا در دل و قامتش داشت
آنگاه که به‌خاطر آزادی خودسوزی کرد
دودش
داستانی بی‌پایان
برای سراسرِ سرزمین نوشت…

شیرکو بی‌کس

#نه_به_حجاب_اجباری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment