کارگران بدون اتحادیه، بی‌پناه‌ترین انسانها هستند

مرد ۴۵ساله‌ای بود که با شکایت مشکل حافظه و شک به دمانس آمده بود. کارگر یکی از کارخانه‌های تولید کننده‌ی پره‌های شوفاژ بود. سنش برای دمانس خیلی پایین بود و سابقه‌ی خانوادگی دمانس نداشت. با توجه به شغلش برایش سطح آلومینیوم خون درخواست شد که بسیار بالاتر از نرمال بود. در حقیقت علائم دمانسش ثانویه به مواجهه‌ی طولانی با گاز آلومینیوم در محیط کارش بود. از روی کنجکاوی و بعداز هماهنگی با مدیر کارخانه برای بازدیدِ محل کارش رفتم. درجاده مخصوص کرج بود. وارد سالن ریخته‌گری شدیم، شبیه فیلمهای علمی تخیلی بود؛ ابر آبی رنگ ضخیمی زیر سقف شیروانی سالن تشکیل شده بود که حاصل بخار حاصل از جوشش آلومینیوم مذابی بود که کارگران با ملاقه‌های مخصوص و با دست داخل قالبهای پره‌های شوفاژ می‌ریختند و ماسکهای فرسوده‌ای که تعدادی از کارگرها بخاطر بی‌کیفیتی‌اش استفاده نمی‌کردند.
از یکی از کارگرها پرسیدم اینجا اوضاع کار چطوره؟
گفت: خوبه و باخنده ادامه داد که فقط بدیش اینه که بعد از ۲۰-۱۵سال خنگ میشیم.

مواجهه با گاز آلومینیوم دمانس مغزی می‌دهد و راست می‌گفت. این از آن خنده‌های تلخیست که یادم نمی‌ رود.

💬 روح الله صدیق

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment