✳️ «ارائه راهکارهای غیرممکن خیلی ساده است.»؟!
✅ تعدادی موش در یک مزرعه زندگی می کردند.
موش ها روزگار خوشی نداشتند چرا که گربه ای در مزرعه بود که آنها را شکار می کرد. موشها در یک ترس همیشگی به سر می بردند و ممکن بود در هر وقت از شب و روز در چنگال های تیز گربه چابک قرار گیرند.
🔹موش ها جلسه ای تشکیل دادند تا حداقل راهی پیدا کنند که از وجود گربه در اطراف خود باخبر شوند و بتوانند عکس العمل مناسب از خود بروز دهند. طرح های مختلفی مورد بررسی قرار گرفت اما هیچکدام پذیرفته نشد.
🔸در آخر یک موش جوان ایستاد و گفت: «من یک طرح خیلی ساده دارم اما کاملاً مؤثر خواهد بود. همه کاری که باید انجام دهیم این است که یک زنگوله به گردن گربه ببندیم. وقتی صدای زنگوله را می شنویم خواهیم فهمید که دشمن در حال آمدن است.»
🔹همه موشدها از طرح ارائه شده شگفت زده شده بودند و آن را تحسین می کردند. در بین همهمه موش ها، یک موش پیر بلند شد و گفت: «من هم قبول دارم که طرح موش جوان، طرح بسیار خوبی است. اما اجازه دهید بپرسم: «چه کسی زنگوله را به گردن گربه خواهد بست؟»
🔸موش ها به یکدیگر نگاه می کردند و هیچ کس حرفی نمی زد. سپس موش پیر گفت: «ارائه راهکارهای غیرممکن خیلی ساده است.»
🔺نتیجه راهبردی:
🔸از یک دیدگاه:
۱. به عمل کار برآید به سخندانی نیست.
۲. اینکه کاری انجام شود یک چیز است، اما انجام دادن آن چیز دیگری است.
۳. پیشنهاد دهنده طرح را مجری اجرای آن کنید.
۴. جلسات اثربخش تشکیل دهید.
🔺از دیدگاه دیگر:
۱. اجازه دهید در جلسات از تکنیک های طوفان فکری و حل مسئله به خوبی استفاده شود.
۲. ایده کشی نکنید.
۳. به همه اعضاء جلسه اجازه فکر کردن و صحبت کردن بدهید.
۴. راهکاری که از نظر یک فرد غیرممکن است، می تواند از نظر فرد دیگری دارای روش عملی و ممکن باشد.
https://t.me/ExecutiveManagement