من اگر می‌خواستم قصه‌ی آفرینش جهان را در کتابی چون قرآن بیان کنم، خیلی مختصر و همه‌کس فهم، چنین می‌نوشتم:

سوره آفرینش
بنام بزرگی و عظمت جهان و هستی
من جهان را در چشم بهم زدنی آفریدم(۱)
چنان بزرگ که کسی قادر به درک عظمت آن نباشد (۲)
همزمان با آفرینش جهان، قانون اداره‌ی جهان را در ذات تک‌تک ذرات تشکیل‌دهنده‌ی جهان قرار دادم(۳)
چرا که قرار نیست سازنده‌ی هر چیزی، برای حفظ و نگهداری و راهبری آن بدنبالش راه بیافتد(۴)*
در اثر همان قوانین، موجودات زنده و بیجان در سراسر جهان هستی بوجود آمدند(۵)
موجودات زنده، سیر تکاملی خود را طی کرده و به انواع و اقسام مختلف، تقسیم شدند (۶)
و درود بر تو ای انسان، که یکی از نمونه‌های تکامل یافته این موجودات بر روی زمین هستی(۷)

_____

پ.ن.

* تصور کنید، یک مهندس وسیله‌ای را برای استفاده‌ی مردم ساخته و خودش برای به کار انداختن و یا تعمیر آن، باید همیشه در کنار آن وسیله حضور داشته باشد.

Comments

Be the first to add a comment