🕊تاریخی از لیبرالیسم🕊
بخش1
#آزادی_اقتصادی
📍این اندیشه به عنوان یک مکتب خاص (لیبرالیسم) که تمام ابعاد زندگى و تفکر انسان را در برمی ‏گیرد، مطرح نبوده؛ بلکه از ابتدا ارزشها و اجزاى فکرى آن وجود داشته و کم‏کم با کنار هم قرار گرفتن آنها، مکتب لیبرالیسم و به تبع آن اصطلاح لیبرالیسم به وجود آمد.
بنابراین، در باب چگونگى شکل‏گیرى تفکر لیبرال و مکتب لیبرالیسم، می ‏توان به صورتى تاریخى از چگونگى تکون اجزا، مؤلفه ‏ها و ارزشهاى مورد تأیید لیبرالیسم، سخن گفت و بیان کرد که چگونه مثلاً تسامح و تساهل که یکى از ارزشهاى مکتب لیبرالیسم مى‏باشد، در تفکر بشر ایجاد شد.
اکثر کتابهاى تاریخى اذعان دارند که نمی ‏توان «بورژوازى» را از لیبرالیسم جدا نمود و یکى از عوامل مهم تکون لیبرالیسم را بورژوازى دانسته ‏اند.

«انسان وابسته، به طبقه متوسط شهرنشین کمک کرد تا عصرى نوین را به وجود آورد، که پلى بود براى رسیدن به عصر جدید.»

«هارد کونل» نیز معتقد است که:
«از نظر جامعه ‏شناسى-همزمان با زوال ملاّکان فئودال عمده- بورژوازى به صحنه قدرت قدم نهاد و بتدریج تولید کنندگان از وسائل تولیدشان جدا شدند و در نتیجه، کارمزدورى به عنوان عنصر تعیین کننده جامعه اقتصادى جدید، پا به عرصه حیات گذارد. از نظر سیاسى، دولت تازه‏اى شکل گرفت که حقوق واحد و فضاى اقتصادى وسیعترى پدید آورد و به این ترتیب، توسعه تجارت و پیشه‏هاى مختلف را ممکن ساخت... لیبرالیسم مولود همین تحولات است.»
جان سالوین شاپیرو نیز مى‏گوید:
«لیبرالیسم در قرنهاى پانزدهم و شانزدهم هنگامى که نظام جدید زندگى، در کار کنار زدن نظام زمیندارى بود، در اروپاى غربى به وجود آمد.»

حتى در برخى نوشته ‏ها، چنین به نظر مى‏رسد که لیبرال منطبق با بورژوا مى‏باشد؛ مثلاً در کتاب «درآمدى بر ایدئولوژیهاى سیاسى» آمده است:
«لیبرالها از امتیازات سیاسى و اقتصادى اشرافیت زمیندار و بى‏عدالتى نظام فئودالیستى ـ که در آن جایگاه اجتماعى بر مبناى «اصل و نسب» تعیین می ‏شد ـ انتقاد کردند.»
مشخص است که مقصود از «لیبرالها»، «بورژواها» می ‏باشند؛ چون تنها این گروه بر سر چنین موضوعى با اشراف درگیر بودند.

🔰با این بیان اولین کسانى که بحث آزادى را مطرح نمودند بورژواها بودند. آزادى مطرح شده از جانب آنها، در ابتدا آزادى اقتصادى بود و در پى آن نظامهاى سیاسى را نیز متحول نمودند. و به همین جهت اغلب یا تمام انقلابهاى سیاسى، انقلابهاى بورژوایى بود که نظام دولتى، اجتماعى و اقتصادى جدیدى را بنیان نهادند و بر آزادى عقد قرارداد، آزادى حرفه و پیشه، آزادى انتخاب محل سکونت و تضمین مالکیت خصوصى استوار بود.
روشن است که مقصود از این آزادیها، آزادیهاى فردى بود؛ چون بورژواها این آزادیها را در مقابل گروه و طبقه فئودال و اشراف مطرح می ‏کردند و مجبور بودند در مقابل آنها بر فرد گرایى تأکید ورزند🔻
@cafe_andishe95

Comments

Be the first to add a comment