*درس‌آموزی از چین*

منصور بیطرف*

سال گذشته در چنین روزهایی مقاله‌ای با عنوان «آیا چین (کامالا) هریس را ترجیح می‌دهد یا ترامپ را؟» از سوی سه اندیشمند چینی به نام‌های وانگ جیسی، هو ران و ژائو جیان‌وی در سایت فارن‌افرز منتشر شد.
اهمیت این مقاله به آن خاطر بود که اولا آمریکا هنوز گرم انتخابات بود و گمانه‌زنی‌ها هرچند به سمت برنده شدن ترامپ بود، اما با این حال احتمال نه چندان کمی هم می‌رفت که هریس برنده شود و ثانیا این مقاله از سوی وانگ جیسی، بنیان‌گذار موسسه مطالعات بین‌المللی و استراتژیک دانشگاه پکن، همراه با دو پژوهشگر همان موسسه نگاشته شده بود.

چرا وانگ جیسی این‌قدر مهم است و حال که هنوز «نگاه به شرق» در کشور طرفداران زیاد دارد، چرا از وانگ جیسی، واقع گرایی را نیاموزیم؟
وانگ جیسی، ۷۸ساله از نگاه آمریکایی‌ها و نیز تحلیلگران سیاست خارجی کشورهای غرب از نوابغ استراتژیک چین است.

در واقع او مبدع استراتژی «یک کمربند–یک جاده» چین است که شی جین‌پینگ حدود ۱۰سال است آن را محور سیاست خارجی خود قرار داده که تاکنون هم موفق بوده، لااقل از لحاظ بدهکار کردن کشورهای دیگر و وابسته کردن آنها به چین.
نکات مهمی که وانگ جیسی در مقاله «آیا چین هریس را ترجیح می‌دهد یا ترامپ را» این نکته است که از لحاظ استراتژی، چین تفاوت زیادی بین این دو نمی‌بیند.

در واقع از نگاه نویسندگان این مقاله، «از نگاه پکن، تفاوت اساسی بین دو حزب آمریکا در قبال چین وجود ندارد.
مهم‌تر از دیدگاه کلی احزاب، طیف‌های مختلف فکری در واشنگتن است که ممکن است بر سیاست نهایی غالب شوند. ناظران چینی تغییر چشم‌گیری در سیاست آمریکا نسبت به چین پیش‌بینی نمی‌کنند، اما در تلاشند بفهمند کدام گرایش فکری در واشنگتن دست بالا را خواهد داشت.» حتی آنها پیش‌بینی می‌کنند در صورت پیروز شدن ترامپ، او تعرفه بالای ۶۰ درصد بر چین اعمال کند.

اتفاقی که تقریبا بعد از ۴ماه از روی کار آمدن ترامپ رخ داد. اما به‌رغم همه اینها وانگ جیسی و دو همکار نویسنده‌اش به سیاستمداران و سیاستگذاران توصیه می‌کنند که چین ترجیح می‌دهد که روابط را به‌رغم چالش‌هایی که هر کدام از آنها که روی کار بیایند، ایجاد می‌کنند «روابط را باثبات» نگه دارد.
در واقع این حرف از سوی استراتژیست کشوری زده می‌شود که در حال حاضر آمریکا بیشترین چالش را با آن دارد.

بالاترین نرخ تعرفه را ترامپ بر این کشور اعمال کرد و حتی شرکت‌های آمریکایی را که به دنبال سرمایه‌گذاری در آنجا هستند، به طریقی تنبیه می‌کند: مثل اخذ ۱۵درصد از درآمدهایی که انویدیا یا «آی ام دی» در صادرات تراشه‌های خود به چین به دست می‌آورند، سهم دولت آمریکا می‌شوند.
معامله‌ای که دهن تحلیلگران سیاسی و اقتصادی آمریکا از تعجب باز ماند و آن را «غیرعادی‌ترین معامله» تاریخ آمریکا دانسته‌اند.

Comments

Be the first to add a comment