This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#-‍ «از نگاه یاران»

ازنگاه یاران به یاران ندا می رسد
دوره ی رهایی، رهایی فرا می رسد

این شب پریشان، پریشان سحر می شود
روز نو گُل افشان، گُل افشان به ما می رسد

بخت آن ندارم که یارم کند یاد من
حال من که گوید، که گوید به صیاد من

گرچه شده دل زار گرفتار به بیداد او
عاقبت رسد عشق، رسد عشق به فریاد من

ساقیا کجایی، کجایی که در آتشم
وز غمش ندانی، ندانی چه ها می کشم

ساقی از در و بام، در و بام بلا می رسد
بردلم از این عشق، از این عشق چه ها می رسد.

شعر : زنده یاد فریدون_مشیری
خواننده: استاد #-صدیق_تعریف
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment