همه ما حداد عادل باشیم!

قضیه مدارس منتسب به رئیس سابق مجلس و رئیس فرهنگستان زبان و ادب این روزها سروصدا کرده است، کسانی گفته اند این طبقاتی کردن آموزش و نقض عدالت آموزشی است و خواهان برخورد شده اند، از مفت خری زمین و فساد هم گفته اند. موضع نگارنده درباره اهالی دولت و سیاست از خورشید هم روشن تر است، اما در تحلیل نهایی منطق کار این بوده که کسی می خواسته سبک آموزشی دلخواه خودش را داشته باشد و قیمت خدماتش را هم دریافت کند، این کار هم هیچ ایرادی ندارد.

واکنش درست این نیست که بگوییم مجوز را باطل کنید تا دانش آموزان آن مدرسه هم مثل بقیه درس بخوانند (که در عمل ممکن نیست)، بهتر آنست که بخواهیم همین آسانگیری و خطاپوشی را که برای آن بزرگوار قائل شده اند، حتی به درجات بالاتر برای بقیه هم لحاظ کنند تا دیگران هم آنطور که می خواهند درس بخوانند و مجبور نباشند فرموده فلان وزارتخانه فخیمه را اجرا کنند. آدم عاقل در ایران به مفهومی مبهم و چه بسا نامطلوب مثل عدالت آموزشی نمی چسبد که مثلا همه در مصیبت آموزش دولتی شریک باشند تا اهالی دولت استعداد کودک را حرام کنند، بلکه آزادسازی آموزش (همان مردمی کردن آموزش) را مطالبه می کند، نگران کودک سیستانی فقیر هم نباشید، بازار حتی برای او هم بهتر از دولت کار می کند. تا وقتی مسئله اصلی را نشناسیم، چه بسا راه حلهایمان بدتر از مشکل اصلی از کار در آیند! مبارزه با نورچشمی بازی و برابر کردن همه هم باد هواست، آدم ها با هم برابر نیستند و ما هم نمی توانیم همه چیز را تغییر دهیم، به قول حضرت مردیها:

"راهی به عقل کسی نمی رسد که چگونه می شود به فرزند یک پزشک معروف یا یک دولتمرد قدرتمند یا یک روشنفکر ذی نفوذ؛ گفت تو حق نداری در خانه مرفه ات شب ها با خیال راحت درس بخوانی و حق نداری فردای فارغ التحصیلی از این دوست و آشناها برای پیدا کردن شغل خوب استفاده کنی و ... چون بقیه این امکان را ندارند. دوما، حتی اگر همه را مساوی مساوی هم بکنیم، باز از اول صبح فردا دروازه نابرابری چارلنگه باز است.

نه فقط فکر کنید که بعضی در مسابقه کاملا برابر از بقیه جلو می افتند، چون بیشتر تلاش می کنند، بلکه چون به طور مادرزادی زور و یا هوش بیشتری دارند، بلکه به این هم فکر کنید که از دو نفر که کاملا برابر وارد اجتماع می شوند کافی یکی خوشگل تر یا شیرین زبان تر باشد، خیلی ها دوست دارند از میان او و فردی کاملا مساوی با او، او را انتخاب کنند. تازه مسئله شانس هم هست که خود بحث دیگری است، سوما معلوم هم نیست هر چه برابرتر بهتر". والله اعلم.

پ.ن: فکر کنم بدیهی است که هدف این نوشته دفاع از امتیازات خاص سیاسیون نیست، خیلی روشن اشاره اش به ضرورت آزادسازی آموزش و رفع انحصار دولت از این حوزه مهم است.

کانال راهبرد/ امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

16 comments

Show 6 more comments
هادی
کار آن به اصطلاحِ شما "بزرگوار!" ازآنجا غلط و عین وقاحت است که نتیجه 40 سال برابرسازی آموزشی و اجرای دستورات فلان وزارتخانه را که نتیجه اش نبودن حتی یک مدرسه مناسب برای آموختن می باشد را می بینند و اقرار هم می کنند ولی در عین حال فقط برای نجات خودشان و فرزندان نانجیب اشان تلاش می کنند اما مردم را فراموش کرده اند.....این جماعت شورشی سال 57 ، "مرگ را فقط برای همسایه مناسب می دانند" و نه برای خود و پلشت زاده های حقیر خود .درد اصلی این هست که این کمونیستهای مسلمان حتی عملشان با حرفها و سیاستهایشان وقتی به حوزه خصوصی خود و خانواده اشان می رسد زمین تا آسمان با یکدیگر فرق دارد.درست مثل همان چپولهایی که اکنون در دامن غرب هستند و از مزایای لیبرالیسم استفاده می کنند ولی همزمان در فراغ سوسیالیسم ناله ها سر می دهند!حالا اگر گمان می کنید که با این نوشتار شما ، راه برای خصوصی سازی آموزش هموار می شود بنده دیگر حرفی ندارم چون مثل شما امیدی به اصلاح ندارم.اصلاح سیستم شامل مقدماتی است که این نظام فاقد آن مقدمات است.
هادی
اشکال دیگر این روش و منش دوگانه در پرورش این است که آن کودک متمایز شده از اجتماع در آن مدرسه متمایز شده می بیند و می فهمد و آموزش داده می شود که برای بودن بر اریکه قدرت همانند پدران و مادران نامحترم خود باید استانداردی دوگانه را در جامعه تولید و توزیع کرد و آن این است که در عین اینکه شعار عدالت آموزشی بدهیم و دهها سال بر آن اصرار کنیم ، باید نور چشمی ها و خودی ها را از این بلا دور نگه داریم و سرطان را به مردم تزریق کنیم برای اینکه ندانند و نفهمند تا جلال و جبروت دستگاه کثیفشان بر هم نخورد
هادی
تا جلال و جبروت دستگاه کثیف سیستم حاکم*
یک داستان جوابگوی مشکلات نیست. نه داستان دموکراسی و نه بازار آزاد. هر کدوم نقص هایی دارند. در دموکراسی اگر اکثر رای دهنده ها نادان باشند همه جامعه ضرر میکنند مثل برکزیت انگلستان. بازار آزاد هم مثل آزادی هست تا وقتی مفید هست که باعث لطمه زدن آزادی دیگران نشه
پیش زمینه هایی هم نیاز داره. کسی که سلامت روان و دانش لازم رو نداره باید آزادیش محدود به شعورش باشه.شما آزاد هستید هر اتوموبیلی سوار بشوید
اما بعد از سن هجده سالگی .
در جامعه ای با آزادی فراگیر و سلامت جناب حداد عادل دربان مدرسه هم نمیتونه باشه اگر هم با پس انداز شخصی و مالیات داده خودش مدرسه ای تاسیس کند، مردم آزاد گزینه های بسا بهتری دارند و مجبور نیستند روان و ذهن فرزندانشان را مانند پدید آوردگان آن مدرسه بیمار کنند.
آزادی و بازار آزاد خوبه به شرطی برای همه باشه بر اساس توانایی ها و دانش آنها
Ali S
نظرتان راجع به قوانین ضد تضاد منافع در کشورهای غربی چیست؟ آیا هزینه اون رو بیش از منافعش میدونید؟
آقای خالقی شما هم مثل اینکه بله ها! این آقازاده ها خدمت سربازی که نمیرن اگر برن هم با توجیه شما مثل این میمونه که واسه اونا یه پادگان تو رامسر کنار دریا با بهترین امکانات و دیسکو مشروب آزاد و ببخشید با دوست دخترا‌شون خوش بگذرونند بعد کسی هم اعتراض کنه شما بگید چون دیگران نمیتونند این مدلی راحت خدمت سربازی کنند نباید پادگان این گروه مفتخور زالو هم از بین بره! واقعا موندم شما چطور و از کجا این استدلال رو کردید!
Ali S
نظرتان راجع به قوانین ضد تضاد منافع در کشورهای غربی چیست؟ آیا هزینه اون رو بیش از منافعش میدونید؟
خیلی موردی باید دید، ولی بدیهی است که استفاده از قدرت قانونی و رسمی به زیان دیگران برای اهداف شخصی نارواست
Arash R
آمدم مننى بنويسم در موافقت با منطق نوشته تان. اماقلم خشم آلود ديگران را كه ديدم پشيمان شدم. گويى نظام مقدس به هدف خود رسيده: كاشتن بذر نفرت در دل انسانها...
الله اعلم