نوکیسگان یا تازه به دوران رسیدهها(الیگارش ولایی رانتخوار جنایتکار)
نوکیسگان؛ محصول بلافصل اقتصاد بیمار در حاکمیت اسلام سیاسی. میهمانان مقرب سفرهی جمهوری اسلامی که متاعشان از خرید اموال عمومی در فرایند متقلبانهی خصوصیسازی یا از محل رانتهای دولتی و ابداعات ویژهی نظام اسلامی برای بردن مال مردم، همچون ارز ترجیحی، قاچاق سوخت و کالا، وامهای کلان بلاعوض، بودجههای ایدئولوژیک، سهم دلالی معاملات دولتی، دورزدن های تحریم و غیره، بهدست آمده است.
پیر بوردیو، جامعهشناس شهیر فرانسوی، نوکیسهها را در چارچوب نظریهی «سرمایه» و «تمایز» تحلیل میکند. بر این اساس، نوکیسهها سرمایهی اقتصادی دارند، اما سرمایهی فرهنگی و ذوق و سواد و تحصیلات و سلیقه و آداب معمول تاریخی طبقات بالاتر را ندارند. همین نابرابری سرمایهها باعث میشود سبک زندگیشان «نمایشی»، «اغراقآمیز» و فاقد ظرافت نمادین باشد. نوکیسه برای جبران این کمبود، به مصرف بیمارگونه و خرید کالاهای لوکس متوسل میشود تا فاصلهی فرهنگی را پنهان کند. اما چون «هابیتوس» یا همان عادتهای درونیشدهی طبقات بالا را درونی نکرده است، تقلیدش همیشه ناپخته و گاه مضحک بهنظر میرسد. بر این اساس، نوکیسهها نشانهای از شکاف میان پول و فرهنگاند: ثروتمند، اما بیریشه در نظم نمادین طبقهی بالا.
گئورگ زیمل، جامعهشناس برجستهی آلمانی در تحلیل «تازهبهدورانرسیدهها» یا همان نوکیسهها، معتقد است که این افراد در نقطهای میان دو جهان ایستادهاند، از یکسو گذشتهای تهی از قدرت و منزلت دارند و از سوی دیگر ناگهان به منابع تازهی ثروت، دست یافتهاند. همین فاصلهی میان «هویت کهنه» و «موقعیت نو» آنان را گرفتار نوعی تقلای دائمی میکند. نوکیسه برای تثبیت جایگاهش میکوشد رفتار، زبان، ظاهر و حتی سلیقهای را تقلید کند که بهگمانش نشانهی طبقات بالاتر است. اما این تقلید، چون ریشه در تجربهی زیسته ندارد، اغراقآمیز و نمایشی میشود. از نگاه زیمل، نوکیسه بهجای اینکه «بودن» را بیاموزد، درگیر «نشاندادن» میشود، زیرا منزلت تازهاش هنوز درونی نشده است و از بیرون باید مدام تایید شود. به همین دلیل، نوکیسهها بیش از دیگران به کالا، تجمل و نمادهای مصرفی وابستهاند. زیمل این رفتار را نه از سر ضعف فردی، بلکه پیامد «اقتصاد پولی» و «فرهنگ ظاهرگرا» میداند، فرهنگی که ارزش را در نماد میسنجد نه در کیفیت درونی. بهزعم او، نوکیسه آینهای است که نشان میدهد جامعه چگونه منزلت را از راه نمایش میسازد، و همین نمایش دائمی، سرنوشت او را به تناقضی پنهان گره میزند: داشتن بسیار، و آرامش اندک. نوکیسهها در تلاشی مرگبار، کشوری را که در سایهی نزدیک به پنجاه سال حکمرانی ایدئولوژیک اسلام سیاسی به تباهی کشیده شده است، از آخرین بقایای شرافت و اخلاق، اعتماد و سرمایهی اجتماعی تهی میکنند و فرهنگ غارتگری، مفتخواری و بیکارگی و قلدری را رواج میدهند و اسباب سلطه و انقیاد بشر را مستقر میسازند.
جامعه باید راهی برای عبور از این افت فرهنگ و ادب و هنر و اخلاق و بنیانهای همبستگی اجتماعی بیابد.
شاید ایستادن بر سر پیمانی که در آبان ۱۳۹۸ یا پاییز ۱۴۰۱ به خون مردم آغشته و اسارت و دربهدری، بسته شد و وفاداری به آرمانهای واقعی آن مردم و توسل به ادبیات و هنر و فرهنگ مردمی ایران، گریزگاهی از این شر مسلم رقم بزند.
عدم دنبال کردن و نشر فخرفروشی های نوکیسگان، ابتداییترین کاری است که میتواند انجام شود.
این نوکیسگان (الیگارش ولایی رانتخوار جنایتکار) امروز علاوه بر فخرفروشی تبدیل به جنایتکارانی شدهاند که برای حفظ کیسه خود - که در گروه حفظ نظام است - از هیچ جنایتی فروگذار نمیکنند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing