اِنَّ الله لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفّار سوره زمر آیه ۳
مجنون مغربی از سفر روم بازگشته و مهمان عالمان شهر بود. گفتند ما را چه تحفه آوردهای از کافران؟ گفت: صدق و آبادی ! مجلسیان گفتند: حیرتا، چگونه ممکن است! بحکم کتاب و رسول، ما راستان و رستهایم، سرّ این بازگوی ! مجنون گفت: آنچه در کتاب خداست قاعده است و قاعده دروغ، حرمت مطلق است و عکس ان راستی مطلق و چنین راستان البته رستهاند. اما آنچه در رسالات شماست مستثنیات دروغ است و مقلدان نه بحکم قرآن که بفتوی شما، راستگویان مصلحت ند. شیوخ طایفه بانگ برآوردند که مصلحت برای مکلفِ مضطر است ! مجنون گفت: و هر مکلفی بحکم کتاب و سنت مصلحت خویش را بهتر از شما میشناسد و عندالاقتضا مضطر است و لامحاله بمصلحت دروغ میگوید !
رندی از جمع شیوخ لحیه جنبانید که: آری، این است رمز خرابی دارالاسلام و آبادی دارالکفر: تقدیم استثنای مصلحتی و تاخیر قاعده دروغ !