همواره به شما می گویم  
تنها عشق است که می ماند

نزار قبانی عشق را داروی دردها و زخم هایش می داند.
عشق در نظر شاعر اکسیری است که قلبش را از آلودگی ها و تاریکی ها پاک می سازد و به او زندگی واقعی می دهد.بدون عشق زمین و زمان ، دروغی بزرگ است:
می خواهم دوستت داشتم بانو!
تا تندرستی ام را به دست آورم
و سلامت سخنانم را
از شال(کمربند) آلودگی ها خارج شوم
که به دور قلبم پیچیده است
چرا زمین بی تو
دروغی است بزرگ
و میوه ای است گندیده
همیشه عشق در اندیشه ی او آن اثر زندگی بخشی خود را ندارد. گاهی عشق، سبب خودکشی شاعر است :
احبک جدا
و اعرف ان
هواک انتحار
ترجمه: واقعا دوستت دارم
و می دانم که
عشق تو خودکشی است
قبانی پس از شکست اعراب از اسرائیل در سال ۱۹۶۷ اشعار سیاسی خود را سرود در صورتی که قبل از آن به عنوان شاعر عاشقانه سرا مطرح بود . او عقیده داشت که بین عشق و سیاست
جدایی نیست و شاعر ناگزیز از سرودن چنین شعرهای اجتماعی است:
تو را می خواستم دوست داشته باشم
قبل از آن که فرمان فاشیستی داده شود
پیش از این که ما را پلیس مخفی از جا بلند کند
نزار عشق را زمان بین صلح و جنگ می داند. صلح نماد زندگی و جنگ نماد مرگ است. سوال این است که این وقت میانه چه وقتی است؟ او این وقت را زمان نزاع و کشکمش های عصبی و روحی که مهمترین آن، درگیری های حاصل از عشق است:
عشقت
لحظه ای  میان صلح و جنگ است
و هیچ جنگی بدتر از جنگ اعصاب نیست
علت این که نزار قبانی دو ویژگی زندگی و مرگ را به عشق نسبت داده است نتیجه ی فرآیند زندگی شاعر است.عشق عاملی شد تا او بزرگترین و مشهورترین عاشقانه سرای جهان عرب به همه معرفی شود."زیرا او بیشتر از هر چیزی از عشق سخن گفته و این مرز مشترک عواطف انسان هاست. شاعر باید هنرمند باشد که بتواند از عشق بگوید."(مرتضی حیدری آل کثیر)
مقام نزار قبانی  را در شعر جهان عرب می توان قابل مقایسه با حافظ در شعر فارسی و ایران ، بیدل در افغانستان و شبه قاره ی هند، تی . اس. الیوت در شعر انگلیسی، گوته در ادبیات آلمان، ویکتور هوگو در فرانسه و دانته در ایتالیا دانست.
نزار در اشعارش تنها به عشق زمینی اشاره نکرده است بلکه بارها عشق و ارادت خود به خاندان پیامبر گرامی اسلام از جمله حضرت فاطمه(س)را در شعرهایش بیان کرده است:
سرقوا فاطمه الزهرا من بیت النبی
و باعوا النسخه الاولی من القرآن کریم
باعوا الحزن فی عینی علی
کشفوا فی احد ظهر  رسول الله
ترجمه: فاطمه را از خانه پیامبر ربودند
و نسخه ی اولین قرآن را به فروش رساندند
غم را در چشمان علی فروختند
و در روز احد پشت رسول خدا را خالی نمودند
" نزار در رابطه میان جنس مونث و سرزمین به جایی می رسد که با صراحت بیان می کند که پایه ی تکوین جهان حضرت فاطمه( س) است و پس از او ، عناصر اشیا شکل گرفت."( ماه نظری):
فی البدء کانت فاطمه
و بعدها تکونت عناصر اشیاء
النار و التراب
و کانت الغات و الاسماء
و الصیف و الربیع
و بعد عینی فاطمه
کشف العالم سیر الورده السودا
و بعدها بالف قرن
جاءت النساء
ترجمه:
در ابتدا فاطمه بود
و بعد از او پدید شد عناصر اشیا
آتش و آب
و هست شد زبان ها و نام ها
و تابستان و بهار
و پس از دیدگان فاطمه
جهان پی به راز گل سیاه برد
و پس از هزار قرن
زنان پدید آمدند
و عشق و علاقه ی نزار قبانی به فلسطین و بیت المقدس در شعرهایش بسیار دیده می شود :
یا قدس
یا اقصر الدورب بین الارض و اسماء
یا قدس یا مدینه الاحزان یا دمعه کبیره تجول فی الاجفان
من یوسف العدوان؟
ترجمه:
ای قدس!
ای کوتاه ترین مسیرهای بین زمین آسمان
ای قدس! ای شهر اندوه!ای اشک بزرگی که در پلک ها حلقه می زند
چه کسی است که دشمنان را(از تو)باز دارد؟
" و یا در جای دیگر با استفاده از نمادهای دینی سرزمین جنوب را این گونه مورد خطاب قرار می دهد"(محمد حسن فوادیان):
سمیتک الجنوب
یا لابسا عباءه الحسین
و شمش کربلاء
یا جسد یطلع من ترابه قمح و انبیاء
یا قمر الحزن الذی یطلع لیلا من عیون فاطمه
ترجمه:
تو را جنوب نامیدم
ای پوشیده ی عبای حسین
و خورشید کربلا
ای پیکری که از خاکش گندم و پیامبر می روید
ای ماه اندوه که شبانه از چشمان فاطمه طلوع می کند
و به اشغالگران یاد آور می شود که این سرزمین ابدی ماست:
فهذه بلادنا
فیها وجدنا مند فجر العمر
فیها لعبنا و عشقنا
ترجمه:
این سرزمین ماست
ما از سپیده دم عمر در آن بوده ایم
در آن بازی کردیم و عاشق شدیم
او به آزادی سزمین های اشغالی و شهر قدس بسیار خوشبین است :
ای قدس! ای شهر من
فردا... فردا... درخت لیمو شکوفه می دهد
و خوشه های سبز و زیتون ها شادمان می شوند
و چشم ها لبخند خواهند زد
ای شهر من
ای سرزمین صلح و زیتون!
نزار قبانی با شور و نیروی جاودانه ی عشق در شعرهایش توانست مرز های جغرافیایی را در نوردد و سخن و قلب عاشق خود را به دورترین جاها برساند

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@nezar_asheghaneha

ادامه دارد ۲

👇👇👇👇

Comments

Be the first to add a comment