لایو از جهنم!
"آیا میدانستید مردمان متوسط کره شمالی به روندهای سرمایه داری وابسته اند؟ یا میدانستید لااقل نیمی از مردم کره شمالی فیلم ها و تئاترهای تلویزیونی کره جنوبی را می بینند و به موسیقی پاپ کره جنوبی گوش فرا میدهند؟ آیا میدانستید سربازان کره شمالی زمان بیشتری را صرف کار روی پروژه های خصوصی ساخت وساز می کنند تا توطئه برای تخریب سئول؟ این روزها پیونگ یانگ شناسی به صنعتی نوپا تبدیل شده که الهام بخش خلق کتابها، یادداشتها و مطالب روزنامه ای و اسناد است.
شوربختانه، گزارشهای معدودی در مورد شرایط روزمره در کره شمالی (با توجه به نخبگان پیونگ یانگ و شهروندان میانه حال) وجود دارد. طبیعی است وقتی از کره شمالی سخن به میان می آوریم، روی سخن کاملا بر کیم جونگ اون، ژئوپلیتیک و برنامه تسلیحات هسته ای رژیم متمرکز شود؛ اما انجام دادن این کار یعنی از دست دادن و نادیده گرفتن حجم زیادی از تغییر داخلی که در بالا و پایین جامعه کره شمالی در حال وقوع است.
ممکن است موجب تعجب خواننده شود که کره شمالی اکنون مکانی تقریبا پویاست. نان آوران معمول در کره شمالی از طریق کار و کاسبی خصوصی امرار معاش می کنند. مردم مشاغل رسمی در کارخانه های دولتی دارند، اما برای کار و کاسبی خود رشوه هم میدهند. زنان نزدیک به مرز چین شلوارهای جین بدن نما - با وجود غیرقانونی بودن این قبیل پوششها - می پوشند. بیشتر جوانان در پیونگ یانگ تلفن همراه دارند و وقتی به دنبال روابط عاشقانه بر می آیند، از این گزینه برخوردارند که منزل فردی را به مدت یک یا دو ساعت اجاره کنند.
فقیر و غنی به یک اندازه از گوش دادن به موسیقی پاپ کره جنوبی لذت می برند و این کاملا برخلاف خواسته های دولت است. همچون کل آسيا، مردمان کره شمالی به شوهای تلویزیونی کره جنوبی معتاد شده اند و دی.وی.دی، یو. اس.بی و کارت های حافظه از چین تهیه می کنند. در بیشتر موارد، وقتی افراد به دلیل در اختیار داشتن این موارد یا انواع دیگری از محتواهای رسانه ای متعلق به کره جنوبی دستگیر شوند با پرداخت مبلغی رشوه آزادشده، به دنبال کار خود می روند. دلیل این کار این است که طی - بیش از دو دهه گذشته، جامعه کره شمالی به شدت فاسد شده است. در حقیقت، بیشترین تشنگان پول در کره شمالی در میان نخبگان و قشر «الیت» هستند؛ یعنی کسانی که از لحاظ ایدئولوژیکی در زمره ناب ترین اعضای جامعه اند". والله اعلم.
https://bit.ly/2JF1htrکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
درسته که الان مردم ایران براحتی به فیلم، موسیقی، اینترنت و فرهنگ غرب دسترسی دارند ولی متاسفانه هر روز وضعیت بدتر میشود و رابطه ما با دنیا و نظام بازار و
سرمایه داری بدتر میشود
چندین سال است اخبار و تحلیل های سیاسی را دنبال می کنم
و دائم وعده بهبود و روشن شدن مردم می دهند
ولی فقط تغییرات بد اتفاق می افتاد
انگار راه حلی نیست
نه از داخلی ها و اپوزیسیون امیدی هست
نه از مردم و اعتراضات
نه از غرب
نه اپوزیسیون خارجی
انگار محکوم به حبس ابد در ایران شده ایم
اقتصاد بازار ازاد و سرمایه داری و تفکرات امثال فریدمن و غیره رو پیاده میکنند و چاره پیشرفت کشور رو در گرو پیاده کردن سیاستهای نئوکینزی فقیرتر شدن فقرا و پولدار تر شدن پولدارها میدوند
تنها جاذبه اش همین شوهای رنگارنگ با دخترانی سیلیکونی و ژلی و عملی است ،
جاذبه ای سرابی،دامی با ظاهری زیبا ک جوانان برای دوساعت عشق وحال میتونند خانه ای اجاره کنند بدون اینکه کسی باشه ک مزاحمت براشون ایجاد کنه
دقیقا باید این سرگرمی ها باشه تا مردم بجای فکر کردن به اینکه حاصل دسترنجشون کجا میره ب مدل لباس و نوعومدل ماشین فلان سلبربتی ک شبها فیلم وسی دی رقص و اوازش رو میبینند فکر کنند
انقدر سرخوش و درگیر همین موضاعات باشند تا متوجه نظام سرمایه داری ک بر پایه حرص وطمع وسود ومنفعت بیشتر بناشده نشوند اول و
اخر این قصه ها را دیگر همه از حفظ حفظ هستند،قصه هایی ک همگی تلخ و بسیار بد تمام میشوند.قصه ای تعریف کنید ک لااقل نتوان اخرش را حدس زد
کجا سوسیالیستی است بریم ببینیم تو بهشت شما چه خبره
نکته مهم اینکه مردم این سرزمین همگی غرق در تمدن و سبک زندگی همسایه جنوبی خود هستند ک اتفاقا تفکرات حاکمان اون سرزمین جنوبی صدرصد متفاوت از تفکرات حاکمان سرزمین مردم اون کشوره،
هدف. نویسنده این نوشته نشان دادن وضعیت مردم کره شمالی نیس ،هدفش اثبات درستی سیاستهای همسایه جنوبی اونه،
نویسنده نمیخواد شما ب وضعیت مردم شمالی فکر کنید ک چطور زندگی میکنند ،میخواد القا کنه جنوب چون تمدن و تفکر سرمایه داری رو انتخاب کرده تونسته چنان شرایطی مطلوب رو برای مردمش فراهم کنه ک حتی مردم سرزمین شمالی ک مخالف صدرصد اون بودند تحت تاثیر قدرت و پویایی این تفکر و تمدن جنوبی قرار بده.
خلاصه اش داره از غرب وتفکراقتصادی اش تعریف وتمجید میکنه و نشون میده در مقابل این تفکر چاره ای جز تسلیم شدن نیست
من مدعی داشتن ادرس بهشت نیستم ،
حرف من اینه ک این بهشتی ک نویسنده داره نشون میده بهشتی سراب گونه است ک از دور زیباست.ظاهرش مردم فریبه اما باطنش هیچ تفاوتی با جهندمی ک کیم جون اونگ در اون هست نداره.
جالبه ک قسمتی از متن میگه شوربختانه گزارشاتی معدودی از وضعیت مردم کره شمالی هست و بعد بدون اینکه دقیقا بیان کنه این مشاهدات نتیجه همین گزارشات معدود هست یا نه شروع ب ادامه دادن داستان میکنه.
هر چند چنانچه بر پایه همون گزارشات محدود هم اگر این نتایج رو بیان کنه تازه بر فرض درستی و صداقت مشاهده کنندگان ،باز هم نمیشه بر پایه چند گزارش محدود ومعدود اینچنین نتیجه گیری کرد .هر چنداین قسمت چندان مهم نیست پرداختن بهش وپرداختن ب این مساله خودش گذاشتن بهترین راه برای انحراف وراه فرار از موضوع اصلی جلوی پای مدافعین وموافقین این نوشته هست.
به نظر شما زندگی در کره جنوبی جهنمه؟چرا فکر می کنید در کره جنوبی یا غرب همه چیز ظاهرش زیباست و در باطنش جهنم است؟ مثلا شده از کشورهای غربی به کره شمالی پناهنده بشن ؟اگه مردم کره شمالی آزاد باشن که انتخاب کنند ترجیح میدن زیر سلطه یک دیکتاتور دیوانه زندگی کنند؟
نمونه اش ایران و ونزوئلا
مشکل شما و پیروان مارکس این است که فکر میکنید اقتصاد یک کیک محدود است که باید مساوی تقسیم شود
در حالی که نظام سرمایه داری دائم در حال بزرگتر کردن کیک است و هرکسی بر اساس تلاشش کیک را بزرگتر می کند و از آن استفاده می کنند
در نظام سوسیالیستی تمام سرمایه ها را میدن دست دولت و شبه دولتی ها که آنها هم با مدیریت بد و نبود رقیب، سرمایه ها را نابود می کنند، مردم هم انگیزه ای واسه تلاش و پیشرفت ندارند
شما برو اول یک کم از تاریخچه سیستم های اقتصادی و نتایج مطالعه کن
بعد بیا اینجا نظریه های منسوخ ارائه بده