ملیمذهبی؛ هویت یا نهاد (۳)
اشتراکات ملیمذهبیها
سعید مدنی
برخورداری از تبار:
🔴 عزت الله سحابی در سرمقاله شماره ۶۴ ایران فردا در این مورد مینویسد:
«هر چند اصطلاح ملیمذهبی جدید است اما واقعیت اجتماعی و مفهوم تاریخی آن از دیرباز در این سرزمین و در میان قشرهای مختلف مردم وجود داشته است. پیدایش این اصطلاح در دوران اخیر به عصر قاجاریه و جنبش ضداستعماری و ضد استبدادی مشروطه باز میگردد.»
🔴 با وجود این تبار مشترک و قابل دفاع نیروهای منتسب به هویت ملیمذهبی که منش ویژهای را برای فعالان ملیمذهبی رقم زده و در پیوند بین اخلاق و سیاست نمود پیدا کرده، این تبار نمیتواند به تنهایی بار تداوم این جریان را بر دوش کشد. نوزایی در نظر و عمل یکی از مهمترین شروط تداوم هر هویت و نیروهای منتسب به آن است.
پیوند ملیت و مذهب:
🔴 جریان ملیمذهبی با وجود تفاوت و اختلاف نظر در برداشت از ملیت و مذهب، هویت خود را آگاهانه با مفاهیم ملیت و مذهب پیوند زده است؛ مفاهیمی که در طول تاریخ، در شرایط تحقق، ناساز با یکدیگر بودهاند و گاه برابر هم قرار گرفتهاند.
🔴 محمد بسته نگار تلاش کرده تا با استناد به آرای شخصیتهای برجسته ملیمذهبی ضرورت پیوند هویتی بین ایرانیت و اسلامیت را توضیح دهد:
«در جامعه ایران میبایست حاکمیت مردم بر دو اصل ایرانیت و اسلامیت استوار باشد، زیرا «هر ایرانی که دیانتمند و هرکس که شرافتمند است باید بتواند روی دو اصل از وطن خود دفاع کند و خود را تسلیم هیچ قوه ننماید که یکی از آن دو اصل اسلامیت است و دیگری وطن پرستی (دکتر مصدق)».
🔴 این تبیین از رابطه ملیت و مذهب در هویت ملیمذهبی الزاماتی داشته از جمله چنان که حسن یوسفی اشکوری مینویسد: «جریان ملی-اسلامی هم با ملیون ضدمذهب متمایز میشود و هم با نحلههای اسلامگراهای ضدملی مرزبندی روشن پیدا میکند.» و البته این مرزبندی هیچگاه مانع از آن نشده تا ملیمذهبیها هویت تاریخی ایران پیش از اسلام را نادیده گیرند. بنا بر نظر یوسفی اشکوری: «در مجموع سرگذشت تاریخی (پیش از اسلام تا امروز) پر حادثه ما امروز بخشی از هویت تاریخی و وجدان قومی و ملی ما را تشکیل میدهد و بیگمان یکی از مولفههای هویت ما را به خود اختصاص داده است».
🔴 اغلب اندیشمندان ملی و مذهبی در تبیین مذهب و جایگاه آن در شکلگیری هویت ایرانی هیچگاه مذهب (شیعه) یا حتی دین خاص (اسلام) را مورد نظر قرار ندادهاند، آنها همواره بر پذیرش تکثر دینی و مذهبی و ضرورت به رسمیت شناختن آن تاکید کردهاند. بر این اساس اشاره آنها به این مولفه پیش و پس از ورود اسلام یگانهپرستی و توحید به عنوان معرف و نماد گستردهترین وجه مشترک معنویت و دینگرایی ایرانیان بوده است زیرا ترکیب ایرانی و یگانهپرستی بیش از هر عنوان دیگری هویت مشترک ایرانیان را پوشش داده و کمترین شکاف و حذف را در پی دارد.
تاکید بر احیا و بازسازی اسلام:
🔴 جریان ملیمذهبی هیچگاه منحصر به پروژههای سیاسی نبوده و همواره در کنار تلاشهای سیاسی-اجتماعی این جریان تلاش کرده تا با اجتهاد فکری و ارائه تبیینهای نو از اندیشه دینی بنیانهای نظری لازم را برای تحقق اهداف خود و تعمیق هویتش فراهم آورد. بنا بر نظر حبیب الله پیمان:
«روشنفکران ملیمذهبی ایران در بستر جریانی از اندیشه حرکت میکنند که با حکمت و عرفان ایرانی آغاز میشود و بعد از دادوستدهای بسیار با دیگر اندیشههای بشری با تفکر آزادیبخش و توحیدی اسلام آمیزش میکند و به درخت تناوری تبدیل میشود که با هر پیوند با اندیشههای تازه، شاخوبرگ تازهتری میدهد و در نتیجه بالندگی خود را حفظ و حیات خویش را تجدید مینماید. جنبشهای احیای فرهنگ و اندیشه ایرانی–اسلامی از آن پس در مقاطعی رخ دادند که در اثر پیوندی با اندیشه و معرفتی جدیدی، جهش تازهای آغاز کرده، افقهای نوی به روی زندگی ملت ایران گشودند.»
🔴 متفکرانی از جمله محمد نخشب، علی شریعتی، مهدی بازرگان، سید محمود طالقانی دستاوردهای فکری مهمی را برای جریان ملیمذهبی به ارمغان آوردند که نتیجه آن سرمایه فرهنگی انباشت شده قابل توجهی برای تعمیق هویت ملیمذهبی شده است. اگرچه این متفکران از جهات مختلف اختلافات نظری با یکدیگر داشتهاند، اما این تفاوتها مانع از همافزایی آنها نشده است.
توحید:
🔴 محمد بستهنگار بیش از دیگران بر جایگاه اصل توحید در اندیشه و هویت ملیمذهبی تاکید کرده است. بستهنگار ضمن اشاره به اینکه از منظر ملیمذهبی توحید تنها تاکید بر یگانگی خدا نیست مینویسد:
«معنای توحید این است که آدمی در مقابل هیچ قدرت و مقامی جز خداوند سر تسلیم و تعظیم فرود نیاورد و جز او موثری در جهان و نظام آن ندارند... بنابراین به این معنی توحید اندیشهای حرکتزا و مسئولیت آفرین و نافی سلطهگری است که جوهر توحید به اعتبار اندیشهای که کارآمد است مساوات و مسئولیت مشترک (آزادی) است.» /ایرانفردا
#فرهیختگان صدای فرزانگان