✍بهزاد مهرانی
تمامیت ارضی مهمتر است یا حقوق بشر؟
بارها این پرسش را خصوصن از مخالفان حفظ تمامیت ارضی شنیدهایم. این پرسش نادرست قصد دارد که ارادهی حفظ تمامیت ارضی را مقابل مفاد منشور جهانی حقوق بشر قرار بدهد و نتیجه بگیرد که برای حفظ حقوق بشر میتوان تمامیت ارضی را نادیده گرفت.
این پرسش درست همانقدر از ذهنی بسیط بیرون میآید که پرسشی که گاهی افراد از کودکان میپرسند که پدرت را بیشتر دوست داری یا مادرت را.
این سوال را مقابل بسیاری از اینگونه دوگانهها میتوان قرار داد. آزادی مهمتر است یا عدالت؛ امنیت یا آزادی و مانند اینها.
ما وقتی با اینگونه مفاهیم و اساسن با اموری در عالم که آنها را نیکو میدانیم مواجه میشویم، همیشه اینطور نیست که دست به گزینش بزنیم و یکی را برگزینیم و دیگری را فروبنهیم.
ما در بسیاری مواقع در این حالت در موقعیت کسی هستیم که جدول متقاطع حل میکند.
در آن شرایط اینگونه نیست که ما برای مثال در افقی جواب صحیحی قرار دهیم که با عمودی نمیخواند. حتا اگر پاسخ ما درست باشد اگر با دیگر خانههای مربوط چفت نشود نمیتوانیم به عنوان پاسخ درست قلمداد کنیم.
برگردیم به پرسش نخستین.
در جدولی که در حال حلکردن آن هستیم کافی است درعین حفظ کلمات تمامیت ارضی پاسخی به آن بدهیم که با حقوق بشر، فردگرایی، امنیت، آزادی، غربگرایی، تجدد و مدرنیته و … در تضاد نباشد.
بسیاری از آنها که به تمامیت ارضی باور راسخ دارند میدانند که اگر این مرزها بههم بریزد، درون آن حقوق بشری هم باقی نخواهد ماند و قومگریی منحط راه به نزاعهای بیحاصلی خواهد گشود که نخستین قربانی آن حقوق بشر است.
ناسیونالیسم -که در دغدغه حفظ تمامیت ارضی ظاهر میشود - در واقع تودهای بیشکل و انبوهی از مردم را به «ملت» تبدیل میکند.
به قول فخرالدین عظیمی در کتاب «هویت ایران» «… مهمترین عاملی که مردم را به هم پیوند میدهد و موجب میشود خود را ملت بدانند بسط خودآگاهی فرهنگی- تاریخی است نه غلبه برداشتهایی دربارهی سرشت ازلی ِ قومیت و نژاد. کسانی که بر قومیت تاکید میکنند ناآگاهانه در بند برداشتهای نژادیاند.»
در این مورد بیشتر خواهم نوشت.
#مهسا_امینی
@PN_KFP