مردی خردمند و مهربان دو طوطی زیبا را در قفس صیادی دید. آنها را خرید و ببرون از شهر، آزاد کرد.
طوطیها بر روی درختی نشستند و به آن مرد نشانی گنجی را زیر همان درخت در عوض محبت او دادند.
مرد پرسید:
«ای عجب، گنج در زیر زمین بتوانید دید، و از مکر صیاد غافل بودید؟
جواب دادند که: چون قضا نازل گشت به حیلت، آن را دفع نتوان کرد؛ که از عاقل بصیرت برباید و از غافل بصر بستاند، تا نفاذ حکم در ضمن آن حاصل آید.»
#کلیه_و_دمنه
«نصرالله منشی»
فردوسی هم میگوید:
از افلاک چون کژ گردد سپهر
نه تندی به کار آید از بُن، نه مهر
@flith