«می‌دانم که موثر است!
نقش باورِ درمانگر در اثربخشی درمان»

در دنیای رواندرمانی، اغلب تمرکز بر تکنیک‌ها و روش‌های درمانی است. اما آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که باور خود درمانگر به روش درمانی چه تأثیری بر نتیجه درمان دارد؟ تحقیقات جالبی در این زمینه انجام شده که نتایج آن می‌تواند دیدگاه ما را نسبت به آموزش و اجرای رواندرمانی تغییر دهد.

نیتان آزرین و همکارانش (1976) در یک سری آزمایش‌های کنترل شده، رویکرد تقویت جامعه‌محور را با درمان "سنتی" برای افراد مبتلا به اختلالات مصرف الکل مقایسه کردند. در سه مطالعه متوالی، *CRA نتایج بسیار بهتری نسبت به درمان سنتی نشان داد. اما نکته جالب اینجا بود که هر دو درمان توسط همان رفتاردرمانگرانی ارائه شده بود، درمانگرانی که به CRA متعهد بودند و درمان سنتی را ناکارآمد می‌دانستند.

اما داستان اینجا تمام نمی‌شود. در یک آزمایش بعدی که توسط میلر، مایرز و تونیگان (2001) انجام شد، CRA و درمان سنتی مبتنی بر مدل بیماری توسط درمانگران متفاوتی ارائه شد، درمانگرانی که هر کدام در رویکرد خود آموزش دیده و به آن متعهد بودند. در این حالت، مزیت CRA در پیگیری 6 ماهه اندک بود و در پیگیری‌های 18 و 24 ماهه هیچ تفاوتی در نتیجه مشاهده نشد.

این یافته‌ها چه معنایی دارند؟ به نظر می‌رسد باور درمانگر به اثربخشی روش درمانی که استفاده می‌کند، نقش مهمی در نتیجه درمان دارد. این پدیده قدرت باورمندان پرشور را نشان می‌دهد.

اما چگونه می‌توانیم از این دانش در عمل استفاده کنیم؟ در اینجا چند پیشنهاد کاربردی ارائه می‌شود:

1. انتخاب آگاهانه رویکرد درمانی: درمانگران باید رویکردهایی را انتخاب کنند که واقعاً به آنها باور دارند.

2. آموزش مداوم: به روز ماندن با آخرین تحقیقات و یافته‌ها می‌تواند اعتماد درمانگر به روش درمانی را تقویت کند.

3. تمرین خودآگاهی: درمانگران باید نسبت به باورها و نگرش‌های خود در مورد روش‌های درمانی آگاه باشند.

4. انتقال اعتماد به مراجع: درمانگران می‌توانند اعتماد خود به روش درمانی را به شکلی سازنده با مراجعان در میان بگذارند.

5. انعطاف‌پذیری در انتخاب روش: اگر درمانگر به روش خاصی برای یک مراجع خاص اعتماد ندارد، باید آماده تغییر رویکرد باشد.

6. نظارت و بازخورد: دریافت بازخورد منظم از همکاران و ناظران می‌تواند به تقویت اعتماد درمانگر کمک کند.

با این حال، باید مراقب بود که این یافته‌ها به اشتباه تفسیر نشوند. هدف این نیست که درمانگران "کورکورانه" به یک روش خاص ایمان بیاورند. بلکه، این یافته‌ها اهمیت تطابق بین باورهای درمانگر و روش درمانی مورد استفاده را نشان می‌دهند.

این یافته‌ها می‌توانند تأثیر عمیقی بر نحوه آموزش و اجرای رواندرمانی داشته باشند. به جای تمرکز صرف بر آموزش تکنیک‌ها، ممکن است لازم باشد توجه بیشتری به پرورش باور و اعتماد درمانگران به روش‌های درمانی شود. این می‌تواند شامل ارائه شواهد قوی‌تر از اثربخشی روش‌ها، فراهم کردن فرصت‌های بیشتر برای تمرین و کسب تجربه، و ایجاد فضایی برای بحث و تبادل نظر در مورد چالش‌ها و موفقیت‌های درمانی باشد.

با درک عمیق‌تر از نقش باور درمانگر، می‌توانیم گامی فراتر از آموزش صرف تکنیک‌ها برداریم و به سمت پرورش درمانگرانی حرکت کنیم که نه تنها مهارت، بلکه اعتماد و باور عمیق به کار خود دارند.
*Community Reinforcement Approach
منابع:
Azrin, N. H. (1976). Improvements in the community-reinforcement approach to alcoholism. Behaviour Research and Therapy, 14(5), 339-348.
Azrin, N. H., Sisson, R. W., Meyers, R., & Godley, M. (1982). Alcoholism treatment by disulfiram and community reinforcement therapy. Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychiatry, 13(2), 105-112.
Hunt, G. M., & Azrin, N. H. (1973). A community-reinforcement approach to alcoholism. Behaviour Research and Therapy, 11(1), 91-104.
Miller, W. R., Meyers, R. J., & Tonigan, J. S. (2001). A comparison of CRA and traditional approaches. In R. J. Meyers & W. R. Miller (Eds.), A Community Reinforcement Approach to Addiction Treatment (pp. 62-78). Cambridge University Press.
Shaw, B. F. (1999). How to use the allegiance effect to maximize the efficacy of cognitive therapy. In D. S. Janowsky (Ed.), Psychotherapy Indications and Outcomes (pp. 23-38). American Psychiatric Press.
منبع اصلی:
#رواندرمانی_اثربخش #تبحر_در_رواندرمانی #امید_و_انتظار
#Hope_and_expectancy
منبع:
Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists: Clinical skills that improve client outcomes. Guilford Press.
https://t.me/AcademyofPsychotherapy

Comments

Be the first to add a comment