آیتالله خامنهاي رهبر انقلاب شنیدید آقای احمدی نژاد چه گفته؟
30 سال پیش در ارديبهشت ٦٩ جيمز بيكر وزير امور خارجهي امريكا گفت آمريكا آمادهي مذاكره مستقيم با ايران است. عطاءالله مهاجراني يادداشتي با عنوان مذاكرهي مستقيم در روزنامه اطلاعات نوشت و استدلالهايي تاريخي، ديني و سياسي آورد كه مذاكرهي مستقيم غيرمنطقي نيست و استفاده از يك فرصت تاريخي است. رهبری هم علیه پیشنهاد مذاکره سخن گفت؛ دوازدهم ارديبهشت ٦٩: « مذاكره با آمريكا، يعنى معامله با آمريكا. معامله، یعنى دادوستد؛ يعنى چيزى بگير، چيزى بده. تو از انقلاب اسلامى، به آمريكا چه ميخواهي بدهى، تا چيزى از او بگيرى؟ ...خاك بر سر آن ملت و دولتى كه زير بار اينطور تحميلهاي آمريكا برود. توقعات آمريكا نسبت به كسانى كه در آنها اندكى ضعف احساس ميكند، اينگونه است.» و گفته بود: «نخير. من با مذاكرهي با آمريكا مخالفم و دولت جمهورى اسلامى، بدون اجازهي من امكان ندارد چنين كارى را بكند و خودشان هم قاعدتا با چنين كارى موافق نيستند.»
هاشمی رفسنجانی در یادداشت روزانه دوازدهم اردیبهشت ١٣٦٩ نوشته است: «تلفنى به آيتالله خامنهاى گفتم، در صحبتها به آقاى مهاجرانى اهانت شده است؛ قرار شد جبران شود.» همان روز(دوازدهم ارديبهشت) رهبری در نامهای به مهاجرانی نوشت: «شنيدم بعضيها از حرفهاي امروز من، قصد طعن و توهينى نسبت به جنابعالي استنباط كردهاند و شايد بعضى خواستهاند يا بخواهند آن را مستمسكى براى اهانت به شما بسازند. اعلام ميكنم كه اين استنباط غلط است. من يك فكر را تخطئه كردهام و نيت توهين به كسى نداشتهام و اگر بدون ارادهى من به شما توهين شده است، از شما عذر ميخواهم.»
آقای خامنهاي گاه در موضوعات حساس، نسبت به سخنان مقامات موضع ميگیرد.
به عنوان نمونه در پنجمین روز نوروز سال 95 در حساب توییتری منتسب به هاشمی رفسنجانی این جمله منتشر شد: «دنیای فردا، دنیای گفتمانهاست نه موشکها...»، هاشمی میگفت جمله از او نیست و برداشت ادمین توییتر از یک مصاحبه ی قدیمی اوست. 11فروردین95 رهبری در سخنانش به این جمله اشاره کرد و گفت: «اینکه بعضیها بیایند بگویند «فردای دنیا، فردای مذاکره است، فردای موشک نیست»، این حرف اگر از روی ناآگاهی گفته شده باشد، خب ناآگاهی است، اگر از روی آگاهی گفته شده باشد، خیانت است.»
در همین سال وقتي بحث آشتی ملی از سوی خاتمی مطرح شد، رهبری 27 بهمن سال 95 صریحا و با چند روز فاصله واکنش نشان داد و گفت: «مگر مردم با هم قهر هستند که بخواهند آشتی کنند؟ قهری وجود ندارد...» و نظرش را مفصل در اینباره توضیح داد.
حالا آقای احمدینژاد رییس جمهور سابق و عضو فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام، نظام را با یک اتهام عجیب متهم کرده است. او رسما میگوید در سال 88 نیروهای امنیتی به نتیجه رسیدند «اراذل و اوباش را به کار بگیرند. اراذل و اوباش سازمان یافته توسط همان گروه امنیتی.» او توضیح میدهد:«از برنامههای دیگر اینها و طرحهای معمول این باندهایی که به سیستمهای امنیتی در بسیاری از کشورهای دنیا رخنه کرده اند، سازماندهی اراذل و اوباش است. آنها را سازماندهی و حتی مسلح میکنند و زمانی که مردم یک اعتراض معقول و اعتراض به حقی علیه طبقه اشراف دارند، اینها میآیند آتش میزنند، درگیری درست میکنند، بلوا درست میکنند و زمینههای برخورد خشن با مردم معترض را فراهم میآورند.» او حتی ایجاد باور تقلب در سران معترضان را کار نیروهای امنیتی میداند؛«اینها با کمک به عناصر قدرتطلب، آنها را به برهم زدن جریان قانونی انتخابات ترغیب کردند. به سردمداران جریان قدرتمدار وعده دروغ دادند و گفتند ما اسناد تقلب در انتخابات را به شما میدهیم. شما بروید جلو و نگران نباشید. آنها با ادعای تقلب وارد صحنه شدند» هر چند این سخنان تغییر چندانی در کارنامهي عجیب صاحب عبارت «خس و خاشاک» ایجاد نمیکند اما اگر این اتهام درست باشد تحلیل بسیاری وقایع مهم در این سال ها را تحت تاثیر قرار میدهد.
حضرت آیتالله خامنهاي آیا شنیدهاید احمدینژاد چه گفته است؟ این گفتهها میتواند بسیاری از علاقهمندان شما را هم تحت تاثیر قرار دهد، ای کاش موضعی در دفاع از نظام جمهوری اسلامی و انقلاب بگیرید، این موضعگیری برای امروز ما و فردای تاریخ بسیار حیاتی است.
(متن سخنان آقای احمدینژاد برگرفته از سایت دیدار نیوز است که متن کامل مصاحبه را منتشر کرده است)
جعفر شیرعلینیا
جان آگه با #فرهیختگان
1 comment
امید
Real Persian WikiLeaks آخرین گفتگوی پاسدار حسین همدانی: در حوادث ۸۸ اراذل و اوباش را برای سرکوب مردم سازماندهی کردم rpersianwikileaks 5 سال پیش آگهیها
روز گذشته خبر کشته شدن پاسدار حسین همدانی در سوریه در ستاد کل نیروهای مسلح در حالی منتشر شد که رسانهها به نقل از برخی مقامات اعلام کردند وی توسط گروه تروریستی داعش به شهادت رسیده است. این در حالیاست که «جام نیوز» که پایگاه رصد وابسته به نیروهای امنیتی است، درگذشت وی را بر اثر سانحه تصادف دانسته بود.
حسین همدانی فرمانده سپاه تهران در سرکوب اعتراضات مردمی سال 88 بود. حسین همدانی در آخرین گفتگوی خود با نشریه «جوان همدان» از اقدامات خود در سرکوب جنبش اعتراضی مردم ایران پرده برداشته است. بخشی از این مصاحبه بدین شرح میباشد: سردار يكي از موضوعاتي كه نام شما در آن زياد ياد مي شود مسايل مربوط به كنترل فتنه 88 است. در اتفاقات سال 88 بعد از ورود نيروهاي سپاه به طور ملموسي امنيت به تهران بازگشت. دورهاي كه شما فرماندهي سپاه محمد رسول الله را برعهده داشتيد. در رسانههاي بيگانه اخبار متفاوتي در مورد آن دوره منتشر ميشد، ميخواهيم کم و کيف موضوع را از زبان خود شما بشنويم. موفقيت سپاه در اين اتفاقات مرهون چه بود؟ در اين جريانات چگونه اقداماتي صورت گرفت؟ همدانی : اولاً در فتنه 78 بنده جانشين نيروي مقاومت بسيج بودم و تجربه آن حوادث را داشتم. اين تجربه به من کمک ميکرد. يک سابقهاي در دو دوره در تهران داشتم در سالهاي 60 و 61 در تشکيل لشگر حضرت رسول(ص)، در سال 82 هم فرمانده لشگر تهران بودم. لذا کاملاً تهران را ميشناختم و برآورد خوب اطلاعاتي از منطقه داشتم. شناخت خوبي نسبت به جغرافياي انساني و زميني و شرايط اقتصادي و فرهنگي تهران داشتم. اشراف خوبي نسبت به احزاب و گروهها داشتم و آنها را در قرارگاه ثارالله به دقت بررسي کرده بوديم. کار اطلاعاتي که از پيش در قرارگاه ثارالله انجام داده بوديم جواب داد. هيچکار موفقي بدون آمادگي و تمرين صورت نميگيرد. همه فرماندهان پايگاههاي بسيج را در دو تجمع بزرگ جمع کردم و به همه مأموريت دادم. از همه خواستم تا سازماندهي خود را حفظ کنند و امنيت محله خود را تأمين کنند. گفتم پايگاهي که نتواند اين دو اقدام را انجام دهد پايگاه نيست. با کار اطلاعاتي اقدامي انجام داديم که در تهران صدا کرد. 5 هزار نفر از کساني که در آشوبها حضور داشتند ولي در احزاب و جريانات سياسي حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسايي کرديم و در منزلشان کنترلشان ميکرديم. روزي که فراخوان ميزدند اينها کنترل ميشدند و اجازه نداشتند از خانه بيرون بيايند. بعد اينها را عضو گردان کردم. بعداً اين سه گردان نشان دادند که اگر بخواهيم مجاهد تربيت کنيم بايد چنين افرادي که با تيغ و قمه سروکار دارند را پايکار بياوريم. يکي از اينها فردي بود به نام ستاري. اين ستاري وقتي به جمعيت زد جانباز 70 درصد شد و سال گذشته هم به شهادت رسيد. وقتيکه جلسه شوراي تأمين استان تهران در شب عاشورا (88 ) برگزار شد همه برآوردها اين بود که فردا تهران آرام خواهد بود. برآورد من اين بود که روز عاشورا اتفاقاتي در پيش خواهد بود. به همين خاطر دو بار ديگر درخواست جلسه فوق العاده داديم و جلسه تشکيل شد و آمادهباش اعلام کرديم. همه سينماهاي تهران را اجاره کردم. تمام مدارس و حسينيهها را در اختيار گرفتيم. بچهها با لباس مشکي در ميدان حضور داشتند. نزديک به 30 هيئت را هم که با من مرتب در تماس بودند را هم آماده کرديم و گفتم دستهها را به سمت ميدان دانشگاه بياوريد. در روز عاشورا همين سه گردان غائله را جمع کردند. اين حرفها بايد در تاريخ ثبت شود. در اين اتفاقات 830 نفر جانباز داديم. فتنه 88 از سوريه و جنگ هشت ساله مهمتر است.
آخرین گفتگوی پاسدار حسین همدانی: در حوادث ۸۸ اراذل و اوباش را برای سرکوب مردم سازماندهی کردم
rpersianwikileaks
5 سال پیش
آگهیها
روز گذشته خبر کشته شدن پاسدار حسین همدانی در سوریه در ستاد کل نیروهای مسلح در حالی منتشر شد که رسانهها به نقل از برخی مقامات اعلام کردند وی توسط گروه تروریستی داعش به شهادت رسیده است. این در حالیاست که «جام نیوز» که پایگاه رصد وابسته به نیروهای امنیتی است، درگذشت وی را بر اثر سانحه تصادف دانسته بود.
حسین همدانی فرمانده سپاه تهران در سرکوب اعتراضات مردمی سال 88 بود.
حسین همدانی در آخرین گفتگوی خود با نشریه «جوان همدان» از اقدامات خود در سرکوب جنبش اعتراضی مردم ایران پرده برداشته است.
بخشی از این مصاحبه بدین شرح میباشد:
سردار يكي از موضوعاتي كه نام شما در آن زياد ياد مي شود مسايل مربوط به كنترل فتنه 88 است. در اتفاقات سال 88 بعد از ورود نيروهاي سپاه به طور ملموسي امنيت به تهران بازگشت. دورهاي كه شما فرماندهي سپاه محمد رسول الله را برعهده داشتيد.
در رسانههاي بيگانه اخبار متفاوتي در مورد آن دوره منتشر ميشد، ميخواهيم کم و کيف موضوع را از زبان خود شما بشنويم.
موفقيت سپاه در اين اتفاقات مرهون چه بود؟ در اين جريانات چگونه اقداماتي صورت گرفت؟
همدانی : اولاً در فتنه 78 بنده جانشين نيروي مقاومت بسيج بودم و تجربه آن حوادث را داشتم. اين تجربه به من کمک ميکرد. يک سابقهاي در دو دوره در تهران داشتم در سالهاي 60 و 61 در تشکيل لشگر حضرت رسول(ص)، در سال 82 هم فرمانده لشگر تهران بودم. لذا کاملاً تهران را ميشناختم و برآورد خوب اطلاعاتي از منطقه داشتم. شناخت خوبي نسبت به جغرافياي انساني و زميني و شرايط اقتصادي و فرهنگي تهران داشتم. اشراف خوبي نسبت به احزاب و گروهها داشتم و آنها را در قرارگاه ثارالله به دقت بررسي کرده بوديم. کار اطلاعاتي که از پيش در قرارگاه ثارالله انجام داده بوديم جواب داد. هيچکار موفقي بدون آمادگي و تمرين صورت نميگيرد.
همه فرماندهان پايگاههاي بسيج را در دو تجمع بزرگ جمع کردم و به همه مأموريت دادم. از همه خواستم تا سازماندهي خود را حفظ کنند و امنيت محله خود را تأمين کنند. گفتم پايگاهي که نتواند اين دو اقدام را انجام دهد پايگاه نيست.
با کار اطلاعاتي اقدامي انجام داديم که در تهران صدا کرد. 5 هزار نفر از کساني که در آشوبها حضور داشتند ولي در احزاب و جريانات سياسي حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسايي کرديم و در منزلشان کنترلشان ميکرديم. روزي که فراخوان ميزدند اينها کنترل ميشدند و اجازه نداشتند از خانه بيرون بيايند. بعد اينها را عضو گردان کردم. بعداً اين سه گردان نشان دادند که اگر بخواهيم مجاهد تربيت کنيم بايد چنين افرادي که با تيغ و قمه سروکار دارند را پايکار بياوريم. يکي از اينها فردي بود به نام ستاري. اين ستاري وقتي به جمعيت زد جانباز 70 درصد شد و سال گذشته هم به شهادت رسيد.
وقتيکه جلسه شوراي تأمين استان تهران در شب عاشورا (88 ) برگزار شد همه برآوردها اين بود که فردا تهران آرام خواهد بود. برآورد من اين بود که روز عاشورا اتفاقاتي در پيش خواهد بود. به همين خاطر دو بار ديگر درخواست جلسه فوق العاده داديم و جلسه تشکيل شد و آمادهباش اعلام کرديم. همه سينماهاي تهران را اجاره کردم. تمام مدارس و حسينيهها را در اختيار گرفتيم. بچهها با لباس مشکي در ميدان حضور داشتند. نزديک به 30 هيئت را هم که با من مرتب در تماس بودند را هم آماده کرديم و گفتم دستهها را به سمت ميدان دانشگاه بياوريد. در روز عاشورا همين سه گردان غائله را جمع کردند.
اين حرفها بايد در تاريخ ثبت شود. در اين اتفاقات 830 نفر جانباز داديم. فتنه 88 از سوريه و جنگ هشت ساله مهمتر است.