☘️ سرنوشت ایران ‏📖🙄

🌿 آرزویی برای وطنم‏

🌈 قسمت پنجم و پایانی


✍    اصل پنجم، عدالت و برابری: همه درآمدها و بودجه کشور باید بطور ‏عادلانه صرف تأمین رفاه و امنیت مردم ‏ایران شود. بجای مساوات روی موضوع ‏عدالت تاکید می‌کنم، زیرا معتقدم که بجای توزیع ‏مساوی امکانات بین ‏همه افراد، باید امکانات بطور عادلانه، یعنی به ‏هر کس به اندازه نیازش، بین افراد توزیع گردد. مسئول توزیع ‌‏عادلانه هم باید خود مردم باشند، بدین معنی که مردم با نصب‌العین ‏قرار دادن کرامت انسانی، امکانات را بین خود ‏توزیع نمایند. ‏برخلاف سال‌های پیش که عده‌ای خاص بر سر سفره‌ی انقلاب نشسته ‏بودند، از این پس همه‌ی ‏هموطنانم باید بر سر سفره امکانات بنشینند، ‏سفره‌ای که خودشان در گستردن آن نقش دارند.‏

✍   اصل ششم، دادگستری: معتقدم قوه‌ی قضائیه یا دادگستری باید زیر ‏نظر دیوانعالی دادگستری، که از تعدادی ‏قاضی با سابقه و خوشنام ‏تشکیل می‌شود، اداره شود.‏

همه‌ی کسانی که در گذشته مرتکب خطا و جرایم کوچکی شده‌اند و ‏اکنون ابراز پشیمانی کرده و سعی در جبران ‏خطاهای خود دارند، ‏مشمول عفو عمومی می‌شوند. برعکس کسانی که در گذشته بهر شکل و ‏عنوان باعث ‏جنایت، قتل و غارت و حیف‌ومیل اموال عمومی شده‌اند، باید در دادگاه‌های ‏عادلانه محاکمه و مجازات شوند. ‏اموالی از کشور را که به ناحق تصرف ‏کرده‌اند باید به خزانه کشور باز گردد و برای هدر دادن خون بیگناهان و ‏اموال عمومی ‏باید مورد مجازات عادلانه قرار گیرند.‏

بنظرم در قانون اساسی آینده، باید لغو مجازات اعدام مد نظر قرار ‏گیرد. زیرا معتقدم، جانی را خداوند به بنده‌اش ‏عطا کرده، هیچکس ‏حق ندارد آن را بگیرد...»

...

و بدین‌گونه بود که ایران در عرض چند سال توانست همردیف با کشورهای متمدن و پیشرفته به‌دنیای جدید گام بگذارد و با آن‌ها «کشور انسانی» امروز را تشکیل دهد...


برگرفته از داستان «ذهن گویا» نوشته‌ی ایمان علیپور

پ.ن.
این بخش از داستان در 98/8/22 نوشته شد. پس از شنیدن نظرات رسول نفیسی در برنامه صفحه 2 آخر هفته BBC مصمم بر نشرش شدم


‏
‏.....و افاضات ملانقی ادامه دارد

قسمت اول 👉

قسمت دوم 👉

قسمت سوم 👉

قسمت چهارم 👉

کل داستان را یکجا با مطالب دیگر در 👈 اینجا 👉 بخوانید
.

Comments

Be the first to add a comment