✅تداوم حضور ویروس کرونا در کشور بخش قابل توجهی از شهروندان را در دو راهی نان و جان قرار داده است به گونه ای که حالا بعد از مدتی تحمل کردن و در قرنطینه خانگی ماندن و قرار گرفتن در این دو راهی بالاخره نان را بر جان ترجیح داده اند و برای تهیه لقمه ای نان دل به دریا زده اند و بر سر کسب و کارهای خود بازگشته اند و با خود گفته اند که بادا باد هر چه می خواهد بشود بشود!!! وقتی در سفره نانی نیست، وقتی اعضای خانواده گرسته هستند، وقتی اقساط ماهانه عقب مانده، وقتی اجاره خانه و مغازه به تأخیر افتاده است، وقتی پولی در بساط نیست، وقتی هزینه ها زیاد شده و توان پوشش هزینه ها وجود ندارد به جز رفتن بر سر کار برای رسیدن به نان دیگر چه می توان کرد؟!!
✳️مطابق با جدید ترین نظرسنجی صورت گرفته توسط مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران(ایسپا) که در تاریخ 27 فروردین ماه 1399 صورت گرفته است شیوع ویروس کرونا موجب کاهش درآمد 7/50 درصد افراد شده است، 7/41 درصد کسب و کارشان تعطیل شده است و 5/13 درصد شغلشان را از دست دادهاند(سایت انتخاب). به نظر می رسد که نتایج این تحقیق آن قدر نگران کننده باشد که حالا این درصد قابل توجه از جمعیت برای نان شان فکری بکنند.
✅حالا تو گویی که دست کم برای مدت زمانی هرچند کوتاه جان ارزشش از نان کم تر شده است تا از قِبَلِ به دست آوردن نان دوباره جان ارزشی بیابد و برای حفظ اَش کوشش نمود. بنابراین جان فدای نان می شود تا مگر روزی دیگر نان را فدای جان کنند چرا که تا چه زمانی باید این گونه بی تابانه بر دو راهی نان و جان ایستاد؟ روشن است که بخشی از مردمان جامعه که همه چیز برای شان مهیّا و آماده است و حالا حالاها هم اگر در خانه بمانند آن مقدار اندوخته مالی و پولی دارند که هیچ نیازی به کار کردن نداشته باشند. اما کارگر روز مزدی که آه ندارد تا با ناله سودا کند و به جز با کار روزانه هیچ نانی نمی یابد چگونه می تواند در خانه بماند و فقط به فکر حفظ جان خویش باشد؟! او هر روز و حتی دَم به ساعت از سوی اعضای خانواده خویش برای تأمین هزینه ها تحت فشار قرار می گیرد و اگر به فرض مستأجر هم باشد که واویلائیست که مگو و مپرس!!! آری آدمیانی چون او دل به دریا می زنند و از قرنطینه خارج می شوند و برای یافتن نان حاضرند که جان خود را نیز فدا کنند!!!
✳️این که حالا دیده می شود خیابان ها، معابر اصلی و فرعی، متروها و اتوبوس های کلان شهری چون تهران مملوّ از جمعیت شده است چندان تعجبی ندارد، چرا که عمده این جمعیت همان کارگران و یا کارکنانی هستند که برای یافتن لقمه نانی بیرون زده اند و جز این چه می توانند بکنند؟!! اینان به واقع آن قدر بر سر دو راهی نان و جان ایستاده اند که از دریافت هرگونه حمایت اساسی و واقعی نهادهای حمایتی و رفاهی نا امید شده اند و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که باید نان را برگزینند و جان را قربانی آن کنند تا ببینند در این کارزار بالاخره همراه با یافتن نان آیا جان شان در معرض خطر قرار می گیرد و یا شانس می آورند و حفظ می شود؟! آنان البته کم و بیش از خطر حضور در این شلوغی ها آگاه هستند اما گویی چاره ای دیگر نیافته اند و مستأصل شده اند که این گونه دل به دریا زده اند و خطر ابتلا به ویروس را به جان خریده اند تا دست کم بتوانند بخشی از هزینه های زندگی خود را پوشش دهند!!!
✅گفتن ندارد که در این میان بخش آسیب پذیر جامعه(نظیر کارگران روزمزد و فصلی، دست فروشان، زنان سرپرست خانوار، افراد زیر خط فقر مطلق و حتی نسبی، بیماران، از کار افتادگان و سایر افراد مشابه) بیشترین ضرر و زیان مالی و جانی را خواهند دید و اگر حمایت همه جانبه ای از آنان صورت نگیرد حقیقتا باید منتظر فاجعه ای تلخ و ناگوار باشیم!!!