تاریخ تونس به دو قسمت تقسیم میشود: قبل و بعد از ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰، همان روزی که محمد بوعزیزی خود را به آتش کشید و شعلههای انقلابی را برافروخت که بر سریر بیست و سهسالهٔ خودکامگی در تونس شرر زد و دیکتاتور آن کشور را ساقط کرد.
بانوی سرزمینِ من! امروز اگر از خوشحالی اشک میریزی که روزنی به دنیای ممنوعهٔ دیروزت یافتهای، مدیون چشمهای زیبای سحر خدایاری، همان دختر آبی هستی که لابلای شرارههای آذرِ جهل و ظلم، خاموش شدند. شاکر آن باش که بایسته است، آنکه با جانش همین کورسو را برایت باز کرد، نه کفتارهایی که از خوف فشارهای بینالمللی آزادیات را به بهایی گران به تو میفروشند.
به قول حافظ شیراز :
«من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرییم
که بسوختیم و از ما بت ما فراغ دارد»
امروز کسی پیروز نشد اما هیمنهٔ زور شکست و این آغاز یک نهضتِ ظفرمندِ محتوم است که بر وراغِ افکنده بر پیکر بوعزیزیِ ایران، دختر آبی، بنیاد میشود. امروز نشان داد که این حکومت برای منافعش حاضرست روی همهٔ باورهایش پا بگذارد و تنها راهش مقاومت است.
دختر آبی جان خود در شعلهها کرد و به قول سیاوش کسرایی، «کار صدها صدهزاران تیغهٔ شمشیر کرد» آبی!
_
@ajibzad