هرگز ندیدم کسی مصدقی باشد و نام یک آخوند در لیست معشوقه هایش نباشد.
بقول عبید زاکانی کسی نان میخورد و گوز میداد. گفتند: چه میكنی؟ گفت: نان گوزمغز میخورم...
حالا حکایت یک گروه جهادی از عرزشی های ذوب در ولایت و طرح شکایت از آمریکا (حتا با فرض دخالت نظامی هم کودتا مطرح نمیشود مگر از سمت مصدق ) زمانی دکتر مظفر بقایی کرمانی از مصدق پشتیبانی میکرد و کریستوفر دی بلیگ ( نویسنده ای که مصدق را دموکراسی خواه معرفی کرد ) او را ستود اما وقتی همین بقایی علیه مصدق تغییر جهت میدهد، به او صفات دیگری اطلاق میکنند: «اراذل و اوباش »!
با کمی تلطیف باید عرض کنم که افسانه مصدق و روح ضدآمریکایی او و عرازشه مانند پنیر سوئیسی پر از سوراخ و حفره است که دی بلیگ هم نمیتواند پُرش کند.
شاه که از سال۱۳۲۰ به پادشاهی رسیده بود حدود ۱۰ نخست وزیر را عزل و نصب کرده بود از جمله مصدق که دو بار توسط شاه به نخست وزیری منصوب شد که بار اول خودش استعفا داد و بار دوم عزل شد. اما هیچیک از این تغییرات و عزل و نصبها به عنوان کودتا قلمداد نمیشد بلکه کاملا هم قانونی بودد.
مصدق خودش هرگز حق شاه در عزل نخستوزیر را به چالش نکشید@flith