⭕️دوقلوی اسلامی و سرنوشت بدفرجام
📌ایران راه نجاتی جز پس گرفتن کنترل سرنوشت خود و کنار گذاشتن خدایان دروغین ندارد؛ انتخاب میان دو نوع سرسپردگی، اگر نخواهیم بگوییم بردگی، شایسته ملت بزرگی چون ایران نیست
♦️زمان: در آیندهای نزدیک یا دور، صحنه: کافه اسکار در نیویورک. پیرمردی با ریش بزی یا به قول آمریکاییان «ون دایک» با چند تن از دوستان در حین نوشیدن «منهتان»های لیوانبلند درد دل میکند. دیالوگ: پیرمرد میگوید: من نیمهای از دوقلوی سیامی بودم در کشوری دوردست، برادرم ریش توپی داشت و من ریش بزی. سرهایمان به هم چسبیده بود اما دلهایمان در دو مسیر متضاد میتپید، برادرم، یعنی نیمه دیگرم آرزو میکرد که به عنوان مهتر بازیل قدیس، وارد تاریخ شود، آن هم با خدمت به ولادیمیر پوتین، جانشن به حق بازیل قدیس که منجی قوم روس بود. من، برعکس آرزویی جز این نداشتم که در نقش جیمی تارزان ظاهر شوم. آن هم یک تارزان سیاهپوست به نام باراک حسین اوباما. اما، سرانجام، متوجه شدم که برادرم یعنی نیمه دیگرم، نمیگذارد تا آنچه را که تارزان از من میخواهد، عرضه کنم. آیا شکایتهای من از برادر دوقلویم باعث شد که تارزان آمریکایی با یک عمل جراحی او را به کلی حذف کند؟ اما حذف نیمه دیگر مرا هم بیمعنا کرد ـ به خصوص با توجه به اینکه جانشین تارزان متوجه شده بود که من عرضه جیمی شدن را هم ندارم...
♦️خلاصه بالا میتواند سناریویی باشد که در آن محمدجواد ظریف، یکی از «بچههای نیویورک»، در آن نقش نیمه دوقلوی سیامیای که نیمه دیگرش قاسم سلیمانی بود را برعهده میگیرد.
♦️طرح کلی سناریو را خود ظریف در مصاحبهای طولانی که اخیرا درز کرد، عرضه کرده است. او از کوششهای خود برای موفقیت «برجام» زدوبند اتمی دیکته شده از سوی اوباما سخن میگوید و ادعای همدست خود حجتالاسلام حسن روحانی را تکرار میکند که اگر برجام عملی میشد کلیه مشکلات جمهوری اسلامی حل میشدند. او ادعا میکند که کارهای قاسم سلیمانی، سرلشکر بعد از وفات، باعث شد که «برجام» شکست بخورد و جمهوری اسلامی به بحرانی بیسابقه کشانده شود.
بیشتر بخوانید... 🖌دیدگاهی از
امیر طاهری