من در بین شرفیابی ها به اندازۀ مجموعاً پنج دقیقه شرفیاب شدم. شاهنشاه چند تلگراف و دستخط را باید توشیح می فرمودند. باز هم قرقر شاهنشاه از نیامدن باران در سایر نقاط کشور بلند بود. رئیس دفتر مخصوص قبل از ورود یکی از سفرا عرض کرد که از شیراز خبر می دهند، ابرهای سیاه خوبی نزدیک می شود. شاهنشاه آن قدر بلند و با عصبانیت خندیدند که سفیری که نزدیک تالار می آمد، قدری ناراحت شد، خیال می کرد به او می خندند (خیال می کنم سفیر بلغارستان بود.)
بعد از ظهر سفیر چین کمونیست را پذیرفتم. تشکر چوئن لای{=نخست وزیر چین} را از اقدامات ایران که باعث قبولی چین کمونیست در فدراسیون بازیهای المپیک شده است، آورده بود. به او گفتم این ابتدای همکاری ماست. ما بعدها باید در همۀ زمینه ها اقدامات مشترک بکنیم، چون منافع مشترک زیاد داریم امنیت خلیج فارس و اقیانوس هند، منافع تجارتی منافع بین المللی در {سازمان ملل} .U.N و غیره... همه را تصدیق کرد
.

📚#خاطرات_اسدالله_علم
🖌#امیر_اسدالله_علم
جلد 3 & صفحۀ 265 و 266
تهران، کتاب سرا
ویرایش از #علینقی_عالیخانی
شنبه & 1352/9/3 #سوم_آذر

Comments

Be the first to add a comment