امروز مصادف با ۲۵ شهریور و خاتمۀ سی و سومین سلطنت پرافتخار شاهنشاه است، اما من به جای تبریک، صبح با اطباء ساعت ۸ بر بالین شاه بودم. خوشبختانه شاه کاملاً سالم است، ولی حالت آلرژی به ایشان ناراحتی زیاد می دهد. چنان که قبلاً نوشته ام پرفسور ژان برنار و میلیز را آورده ایم برای امتحانات عمیق، آنها هم ناراحتی زیادی در شاهنشاه ندیدند، مگر فشار کار بسیار زیاد و استراحت کم. وقتی {پونکسیون} Ponction سینۀ شاه را می کردند که مایع مغز استخوان را بگیرند، من که نتوانستم نگاه کنم، نمی دانم چه عشقی است که به این مرد دارم ولی ماشاء الله خم به ابرو نیاورد و تعجب در این جاست که در همان حال با اطباء صحبت می کرد که بروید بیمارستان قلب را که با آخرین تجهیزات درست کرده ایم ببینید، این بیمارستان نزدیک منزل شماست. من عرض کردم اجازه فرمایید اینها دیده نشوند، بهتر است. چون مسلّم است که شناخته هستند و دیدن هر دو نفر آنها در تهران باعث شایعات می شود. قبول فرمودند. من بعد در حمام به اندازۀ سه چهار دقیقه شرفیاب شدم و فقط کارهای فوری را عرض کردم، چون باز مروان نماینده [مصر] آمده بود که به قول شاهنشاه از این که عربها اسم خلیج فارس را عربی می برند عذر بخواهند. حالا فردا مذاکرات را خواهم دانست. بعد مرخص شدم. دکترها را از در مخفی کاخ خارج کردم و به منزل رساندم. برگشتم تأسیس دانشگاه رضا شاه کبیر را که فقط دورۀ فوق لیسانس و دکترا دارد اعلام کردم. ...ملاقاتهای بسیار زیاد داشتم. مردم خیال می کنند من می توانم عرایض همۀ آنها را که از شمار بیرون است سر راه به شاهنشاه عرض بکنم و جواب بگیرم! بعد از ظهر و شب تمام کار کردم. امروز پایان بازیهای آسیایی است و ما مقام دوم را در آسیا کسب کردیم یعنی نقطه نظر شاه که در آسیا باید دو کشور پیشرفته وجود داشته باشد در شرق ژاپن و در غرب ایران.
📚#خاطرات_اسدالله_علم 🖌#امیر_اسدالله_علم جلد 4 & صفحۀ 197 و 198 تهران، کتاب سرا ویرایش از #دکتر_عالیخانی #دوشنبه & 1353/6/25 #بیست_و_پنجم_شهریور