پیرو پستِ پیشین یکی از دوستان این متن را از یک صفحه اینستاگرامی برای من فرستاد. جالب بود.
👇یک منتقد فرانسوی درباره عباس کیارستمی نوشته بود؛ او به تنبلی پیشرفته مجهز بود و معتقد بود اثر هنری یا به سادگی به دست میآید و یا لازم نیست اصلا به دست بیاید. بنظرم این منتقد درک عمیقی از کیارستمی به دست آورده بود چرا که هزاران مثال در تایید حرف او وجود دارد. کیارستمی با زندگیاش توصیههای گرانبهایی برای همهی هنرمندان در همهی رشتهها و در تمام سطوح ارائه کرد. وقتی کانون از او و چند شاعر و نویسندهی معروف دعوت میکند که برای نوجوانان در مراسمی صحبت کنند و بگویند چه کارهایی انجام دادهاند که حالا موفق شدهاند، آن نویسندهها و شاعرها از رنجهایی که متحمل شدهاند و کار شبانهروزی برای نوجوانان سخن گفتند اما کیارستمی میگوید وقتی چهرهی بچهها را دیدم که انگار ترسیده بودند گفتم برای کارگردان شدن هیچ زحمتی نکشیدهام و خیلی شانسی وارد این کار شدم و به بچهها توصیه میکند جایی برای شانس و تقدیر هم باز بگذارند و کاری را انجام دهند که دوست دارند. کیارستمی واقعیت را میگوید و این دقیقا کاری است که خودش انجام داده است. بنظرم او لذت را فدای هیچکاری نمیکرد. اگر از کاری لذت نمیبرد انجامش نمیداد. اگر جا داشت کاری را به سادگی بیشتری برساند که لذتش بیشتر باشد و مشقتش کمتر حتما اینکار را میکرد و بقیهی چیزها را واگذار به تقدیر میکرد. اگر پول زیادی را وارد کارش نمیکرد به این خاطر بود که از لذت کار برایش کم میکرد و مسئولیت پول، برایش رنجآور بود. یکجا گفته تهیهکنندهی معروفی از او خواسته بود باهم کار کنند و در جلسهای که داشتهاند آن تهیه کننده گفته نگران پول نباش و هرچه بخواهی در اختیارت میگذارم، کیارستمی میگوید از آن جلسه که خارج شدم فهمیدم نمیتوانم با او کار کنم چون پول انتظارات و ملاحظاتی با خودش میآورد. کیارستمی تا آخر عمر عکاسی از مناظر اطراف تهران را تعطیل نمیکند و سراغ پروژههای سنگین نمیرود چراکه او نسبت به کارهای بیلذت، مجهز به نوعی تنبلی پیشرفته بود.
@HosseinGaeeni