◾تغییرپذیری، صنعتیشدن و تنفر از شغلتان◾ستگادین ۲۳ مرداد ۱۴۰۰
پنجاه سال قبل، Oldham و Hackman ،
مدلی برای ویژگیهای شغلی پیشنهاد کردند. این مدل، چنان همخوانی با افراد دارد که کاملاً عقلانی بنظر میرسد. رضایت شغلی، محصول پنج عامل زیر است:
۱- کار معنادار: آیا کاری که انجام میدهید، معنایی دارد یا تأثیری میگذارد؟
۲- کار هویتآفرین: آیا از لحاظ عاطفی، نسبت به کاری که انجام میدهید، احساس مالکیت میکنید؟
۳- خودمختاری: آیا در تصمیمگیری، آزادیِ انتخاب دارید؟
۴- تنوع مهارتها: آیا کارتان یکنواخت است؟
۵- بازخورد: آیا در مکانی که هستید، میتوانید با امنیت و خیال راحت، بازخورد بگیرید و از آن برای بهبود استفاده کنید؟
اگر به لحظاتی که برای مراقبه(flow)، تفریحات و سرگرمیها انتخاب میکنیم فکر کنید، میبینید که همهی آنها دارای خیلی از عوامل فوق هستند.
و اگر دربارهی اغلب روزهای ملالآوری که تا به حال داشتهاید یا بدترین شغلی که داشتهاید فکر کنید، خواهید دید که بیشتر این عوامل وجود ندارند.
هنوز هم براحتی میتوان نشان داد که این پنج عامل که در جذب و نگهداریِ نیروی کارِ ماهر و بااستعداد، حیاتیاند، دائماً توسط سازمانها در حال حذفشدن هستند. جملهی «من فقط دارم کارم را انجام میدهم.» بر ضد آن چیزی است که به درد نیروی کار میخورد.
چرا؟
چون سیستمهای صنعتی از تغییرپذیری و تنوع بیزارند. آنها تا جایی که میتوانند، خیلی از کارها را ماشینی میکنند و اگر مجبور به استفاده از انسان شوند، به سختی تلاش میکنند تا او را در محدودههای بسیار خاصی نگه دارند.
از نظر یک سیستم صنعتی، بهتر است با یک تماس Zoom سهساعته، قوانین را به گوش همه رساند، نه اینکه ریسکِ داشتنِ کسی را به جان خرید که اشتباه میکند. حتی یک اشتباه که تأثیر منفی هم بجا نگذارد. بهتر است شغلها را به کوچکترین اجزای ممکن تقسیم کرد، نه اینکه به یک مهرهی حیاتی که قادر به ایجاد تغییر است، وابسته بود. یک سیستم صنعتی، بهتر است از قبل بداند که دقیقاً منتظر چه چیزی باید باشد.
سیستم صنعتی ترجیح میدهد که وضعیت متوسطالحال خود را حفظ کند، نه اینکه بین لحظاتی از درخشش و اشتباهات تصادفی، رنج بکشد.
راه حل، تسلیمشدن در برابر سیستم نیست. راه حل، درککردن این قضیه است که در یک بازار رقابتی، اتوماتیککردنِ عملکرد انسانی، یک راه میانبر برای کالاکردن آن است. اگر شما بتوانید آن را اتوماتیک کنید، رقبای شما هم میتوانند.
به جای این کار، ما فرصت آن را داریم تا کاری غیرمنتظره، بلندنظرانه و اصیل انجام دهیم. این کار، بینقص نخواهد بود. ارزانترین هم نخواهد بود. ولی یک کار مهم خواهد شد.
.