◾️بافت تاریخی شهر من امنیت ندارد...
🖋 مهدی فرجی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
وقتی از بافت تاریخی یک شهر سخن گفته میشود تصور بر این است که هنگام مواجهه با آن، بافتی پر از حس آرامش و دلگرمی در انتظار بازدیدکننده است. زمانی که هر شخص در بافتهای تاریخی قدم میزند بسته به نوع علاقهاش میتواند برای خود برنامهای ترتیب دهد؛ مثلاً میتواند بازدید از بناهای تاریخی بافت، عکاسی و یا حتی قدمزدن صرف را انتخاب کند؛ تا بتواند با ساختن تصوراتی از حیات شهری آن بافت در روزگاران گذشته، دقایقی دلانگیز را سپری کند. برای این موضوع نیاز است تا بافت تاریخی شهرها توانایی پذیرش بازدیدکنندگان را داشته باشند. این توانایی پذیرش باید به گونهای باشد تا در درجۀ نخست امنیت، آرامش و آسودگی بازدیدکنندگان را پیش و حتی پس از بازدیدشان فراهم کند؛ زیرا در صورتی که خلاف این موضوع باشد، مخاطب با ترس و واهمه هیچگاه نمیتواند آنگونه که باید بافت را حس کند؛ حتی ممکن است او پس از چند قدم، بافت تاریخی را رها کند و هیچگاه دیگر هم به آنجا بازنگردد؛ حتی ممکن است با انتشار تصاویری که از کیفیت فضایی نامطلوب بافت تاریخی گرفته است، دیگران را نیز از شرایط آن بافت آگاه کند و همین باعث شود که بافتهای تاریخی عملاً از سوی علاقهمندان خالی و بیشتر رها شوند.
در بازدیدی که از بافت محلههای تاریخی سنگلج، پامنار، عودلاجان و امامزاده اسماعیل شهر تهران در عصر جمعهای از آخرین روزهای اسفندماه ۱۴۰۰ داشتم، ترس و عدم امنیت را به طور کامل احساس کردم. این بازدید در روزهایی بود که عملاً در بین ما ایرانیها به «شب عید» معروف است و همه جا شلوغ و پر از آدم است. بازدیدی که داشتم در روزی نبود که بتوانم خود را قانع کنم که زمان انتخابیام اشتباه بوده است و بهتر بود زمان مناسبتری را انتخاب میکردم. در حالی که سعی میکردم در بافت تاریخی غرق شوم و حیات شهری در آن کوچه و پس کوچهها را در دوره قاجار تصور کنم ناگهان اتفاقی میافتاد که عملا از آمدنم پشیمان میشدم و ترس وجودم را فرا میگرفت. پس از بازگشت از بافت تاریخی تهران ذهنم پر از سوال شد که مهمترین آن این بود: چرا باید بافت تاریخی شهر من ترسناک باشد؟
⭕️ ادامهٔ مطلب را میتوانید در Instant View یا وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/mf1-03-29http://koubeh.com/mf1🌆 #جستار_تصویری #نوروز۱۴۰۱
@Koubeh