*فهم فرآیند تحول اقتصادی یارانه پنهان*
محسن راجی اسدآبادی، پژوهشگر اقتصادبخش عمومی
..... یارانه پنهان نه یک خطای سیاستی، بلکه برآیند طبیعی مسیری تاریخی است که ایران در آن گام نهاده، مسیری که تولید آن، حاصل ترکیب باورهای جمعی، نهادهای رسمی و غیررسمی، و نوعی ناتوانی مزمن در یادگیری نهادی است.
داگلاس نورث توسعه را «تغییر در قواعدبازی» میداند، اما این قواعد، خود ریشه در باورهای افراد و نخبگان دارند.
مشکل اصلی ایران «نبود الگوی تکنیکی» نیست، بلکه فقدان روایت و باور مشترک درباره توسعه است.
در غیاب این باورها، نهادها نمیتوانند پایدار بمانند و بدون نهادهای پایدار هیچ سیاستی، از جمله اصلاح یارانه انرژی، قابلیت موفقیت ندارد.
*به تعبیر نورث، توسعه زمانی رخ میدهد که باورهای راهنما تغییر کنند و این تغییر در قالب نهادسازی تثبیت شود. درحالیکه در ایران، باورها و نهادها در تنشی دائمی گرفتار شدهاند.*
مدل ذهنی «انرژی ارزان حق مردم است» بهقدری در کشورمان ریشهدار شده که حتی در میان نخبگان نیز بهعنوان اصلی بدیهی پذیرفته شده است.
این مدل ذهنی باعث شکلگیری یک آگاهی جمعی شده که در آن مصرف بالای انرژی طبیعی، بهبود بهرهوری غیرضروری و یارانه انرژی نوعی عدالت قلمداد میشود، در حالی که دادههای رسمی نشان میدهد یارانه پنهان بیش از همه به نفع دهکهای پردرآمد است.
این وضعیت نشان میدهد مشکل بنیادی ایران در حوزه انرژی نه ناتوانی فنی یا فقدان منابع، بلکه نبود «آلیاژ فکری–فلسفی» است، یعنی عدم وجود باورها و پیشفرضهای مشترکی که بتواند نهادسازی پایدار را ممکن سازد، در چنین شرایطی، یادگیری نهادی(محور سوم نظریه نورث) در ایران یا بسیار کند بوده یا مسیر اصلاح را معکوس کرده است.
نورث تأکید میکند جوامع زمانی توسعه مییابند که «یادگیری بازخوردی» داشته باشند، یعنی از خطاها بیاموزند، مسیر اصلاح را با ابزارهای جدید ادامه دهند و از تکرار اشتباهات بپرهیزند.
در ایران اما تجربه یارانه انرژی نشان میدهد اغلب سیاستها بهجای اصلاح ساختار، در جهت تثبیت وضع موجود حرکت کردهاند، حتی در مواردی که اصلاحاتی چون طرح هدفمندی یارانهها انجام شده، یادگیری نهادی تضعیف شده، زیرا سیاستها ناپیوسته، بیثبات، بدون روایت توسعه و فاقد اعتماد عمومی بودهاند، لذا نتیجه آن شده که مسیر اصلاح نیمهکاره رها شود و مدل ذهنی سابق بار دیگر احیا شده است...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=582073