👆👆👆👆👆آقای آموزگار، به طور کلی چرا آقای بختیار اجازه داد که هواپیمای حامل آقای خمینی به ایران وارد بشود؟این هم یکی از آن خاطرات تلخی است که بایستی به آن اشاره بشود. یک شورای امنیتی در ایران بود که رئیس ستاد، رئیس شهربانی، رئیس ساواک و از وزرای کابینه خود آقای بختیار و آقای میرفندرسکی در آن حضور داشتند و تصمیم میگرفتند. تصمیم گرفته شد که به آقای خمینی اجازه داده شود که با هواپیما بیاید و وارد ایران بشود.
و بعد بلافاصله وقتی وارد ایران شد،
چهار هواپیما از پایگاه وحدتی بلند بشود و بیاید روی هواپیمای ایرفرانسی که خمینی و دوستانش را به ایران حمل میکرد، قرار بگیرند و هواپیما را به کیش، به فرودگاه کیش هدایت کنند و تمام افرادی را که در آن بودند دستگیر کنند. البته خارجیها و خبرنگارها را رها کنند ولی آن گروه را ببرند بسیار محترمانه در همانجا نگه دارند.
ولی متأسفانه وقتی اتفاقی میافتد، تمام اصول به هم میریزد. از جمله اینکه رئیس سازمان امنیت یک مملکت، به جای اینکه با نخستوزیر خودش همکاری بکند، به جای اینکه یکی از پایگاههای اصلی و مهرههای اصلی برای دفاع از مملکت قرار بگیرد و نظراتش و اطلاعاتش را به نخستوزیر بدهد، به جای این، رفت و موضوع را به اطلاع آقای بازرگان رساند، که قرار است یک چنین کاری کنند. ایشان هم بلافاصله این موضوع را به پاریس اطلاع داد، در پاریس هم اقدام کردند و رئیسجمهور فرانسه هم که آن موقع آقای ژیسکار دستن بود، دولت ایران را مجبور کرد که به علت اینکه هواپیمایی که ایشان سوارش هست، یک هواپیمای بازرگانی است، هیچ نوع تعرض و حملهای به آن نشود، که البته قصد حمله هم در کار نبود، خیلی روشن و طبیعی بود.