🔸منتقد نجف و مرزبندی بدون مرز
مجله تقریرات از نخستین نشریاتی بود که در شماره ۴ و ۵ خود (اردیبهشت و تیر ۹۵) به گزارشی از فعالیتها و آرای آقای سید کمال حیدری با عنوان «
مارتین لوتر شیعه؟» پرداخت. آقای حیدری در این چهار سال به فعالیتهای خود شتاب بیشتری داده و همانگونه که در آن گزارش پیشبینی کرده بودیم، وی در این چهار سال مورد اقبال محافل و جریانهای نواندیش و تجدیدنظرطلب دینی قرار گرفته است.
🔻اکنون در شماره نهم مجله کوشیدهایم گزارشی انتقادی از آرای مهم وی ارائه کنیم و نشان دهیم که آقای حیدری در حال مرزبندی با فقهای شیعه و -بهویژه به گفته خود- مشغول نقد آرای فقیهان نجف است؛ بدون آنکه مرزهای او مشخص و ثابت باشد. این وصف به ابهام در فهم و نقد پروژه او دامن میزند و منجر به سوءتفاهمهای بیحاصل و جدالهای فرسایشی میشود. سید کمال همچنین از معدود روحانیون تجدیدنظرطلبی است که روابط حسنه خود با مسؤولین جمهوری اسلامی را حفظ کرده و در راهپیماییهای رسمی شرکت میکند. نمونه اخیر آن، تعطیلی دروس وی برای شرکت در
راهپیمایی ۹ دی ۹۷ بود. شهرت اولیه وی مدیون تلویزیون جمهوری اسلامی بوده و نیز آنگونه که خود گفته است، از نظر مبانی فقهی به امام خمینی نزدیک است و نه استادش آیتاللهالعظمی خویی. حتی برخی حامیان وی معتقدند که دلیل حملات سنگین به وی، حمایتش از مرجعیت دینی رهبر جمهوری اسلامی در سال ۷۳ و روابط حسنه وی با رهبری است.
آقای حیدری مدام تکرار میکند که فهم عالمان دین، عین دین نیست. واضح است که این نیز سخن جدیدی نیست و اساسا فقه شیعه بر مبنای «تخطئه» و رد «تصویب» بنا شده و هیچ فقیهی خود را مصون از خطا نمیتواند بداند. با این حال ایرادی که به خود آقای حیدری بر مبنای همین سخن وارد میشود این است که برداشتهای خود وی نیز مساوی و عین دین نیست و لذا دلیلی وجود ندارد که وی بیمحابا به برداشتهای اغلب فقها بتازد و آنها را غیر دینی، غیر قرآنی و غیر عقلی جلوه دهد.
غیر علمیتر از همه، ادعای مبارزه روحانیون اهل سنت با خرافات عوامانه و سکوت علمای شیعه در برابر آن است که میتوان آن را ناشی از بیدقتی علمی و روحیه جدلی گوینده دانست. وی همچنین ضمن بیان دو دیدگاه آیتاللهالعظمی خویی و امام خمینی درباره شؤون و اختیارات فقها در عصر غیبت تأکید دارد که نظر امام خمینی مورد قبول اکثر فقهای شیعه بوده و نظر آقای خویی در اقلیت است و اگر کسی بگوید امام خمینی مبتکر نظریه ولایت فقیه به شکل کنونی بوده، بیمار یا نادان است.
علاقه ویژه سید کمال به دوگانهسازی در موضوعات مختلف مورد اشاره قرار گرفت؛ دوگانه اسلام قرآن و اسلام حدیث، دوگانه دین و فهم دینی، دوگانه فقه فردی و فقه اجتماعی، دوگانه نگاه قرآنی و نگاه علمایی، دوگانه فقهای شیعه و سید کمال حیدری، دوگانه امام خمینی و آیتالله خویی. این مفهومپردازیها و دوگانهسازیها – البته اگر همهشان ابداعی وابتکاری باشد که نیست- تا جایی که بتواند به تعریف و تبیین بهتر یک نظریه کمک کند و مواد خام و اطلاعات پراکنده را منضبط و منسجم کرده و به شکل یک نظام معرفتی و نظریه علمی درآورد، امری مرسوم و مقبول است. اما آنجا که به عنوان ابزاری برای تخطئه محض یک طرف ماجرا و دشمنتراشی غیر واقعی منجر میشود، چندان با آداب علمی و پژوهشی سازگار نیست.
علاوه بر این، آقای حیدری در موارد متعدد از آرایی سخن گفته که پیش از وی در لسان نوگرایان و تجدیدنظرطلبان دیگر مطرح شده و ایشان بدون اشاره به آنها کوشیده خود را نخستین مبتکر و مبدع معرفی کند.
ایراد دیگری که در سایتهای مختلف نیز بدان پرداخته شده، بحث سرقت علمی در آثار آقای حیدری است که موارد متعددی از آن را منتقدین ایشان کشف و منتشر کردهاند.
🔺میتوان گفت که نظریه «جواز تعبد به همه ادیان و مذاهب الهی و غیر الهی» نشانهای از شکست پروژه قرآنمحوری آقای حیدری در استنباطات دینی باشد. او اگرچه مدعی است که توجه سایر فقها به قرآن صوری و ظاهری و محدود بوده و او درصدد توجه واقعی و افزایش ظرفیت استفاده از دلیل عقل است، ولی با این نظریه اخیر نشان میدهد که نتوانسته راه جایگزینی به عنوان «اسلام قرآنی» عرضه کند و عملا به حیرت مخاطبان خود دامن زده است. پیامد چنین نظریهای حتی به سود افزایش مدارا و تساهل و صلح جهانی نیست، چون وقتی دلیل هر کسی برای او عذرآور باشد، عملا به رفتارهای گروههای خشونتگرا و تروریستی نیز که صبغه و ماهیت اعتقادی و اندیشهای دارند، مشروعیت بخشیدهایم.
❇برای مطالعه متن کامل این گزارش انتقادی در شماره نهم مجله تقریرات لطفا
اینجا را بخوانید.
جان آگه با #فرهیختگان