در این ایام که ویروس کرونا بر جهانیان سلطنت میکند، برای آن که سلامت بمانیم و احتمال آلوده شدن به ویروس را به نحو عملی و معقول کاهش دهیم، باید فاصلهمان را با دیگران حفظ کنیم و در چند قدمی آنها حرکت نماییم. این همان توصیهای است که کارشناسان بهداشت، از آن با عبارت حفظِ "فاصلهگذاری اجتماعی" یاد میکنند. گرچه عبارتِ "فاصلهگذاری اجتماعی" (از منظر جامعهشناسی)، عبارت نادرستی است و باید از واژهی "فاصلهگذاری فیزیکی" و یا "فاصلهگذاری جسمی" استفاده کرد، اما عمل به این توصیه، ضرورتی اجتنابناپذیر در کنترل ویروس و کاهش بیماری ناشی از آلوده شدن به آن است. خلاصهی کلام این است: اگر میخواهید سلامت بمانید، از دیگران فاصله بگیرید.
فاصلهی معقول از دیگران، صرفا به داستان کرونا ختم نمیشود. زیرا اگر بخواهیم سلامتی باورهایمان نیز تضمین شود، همواره باید فاصلهی انتقادیمان را از دیگران حفظ کنیم. فقط جسم ما نیست که با نزدیک شدن بی پروا به دیگران، سلامتیاش را از دست میدهد، بلکه باورها، شناخت و معرفت نیز بیمار میشوند. باورِ ناسالم و بیمار، همان باورِ کاذب، سست و بی پایهای است که نسبتاش را با واقعیت از دست داده است، زیرا قوهی استدلال و عقلانیاندیشی را فرونهادهایم. از این رو همواره باید نگران باشیم که حوزهی معرفت و مجموعه باورهای ما به ویروسی از خطا و کذب آلوده شده باشد. بیماری جسم را از درد و رنجی که بر ما وارد میشود، میفهمیم، اما آن هنگام که باورهای ما دچار انواع خطاها و مغالطات و اشتباهات است (و یعنی باور ما بیمار است)، متوجه بیمار شدناش نمیشویم.
نمیدانیم باورهای کاذب و سست داریم و نمیدانیم که ناتوانی ما در فهم واقعیتها و گم شدن در تاریکی جهل، ناشی از همین باورهای بیمارگونه است. به جسممان آگاه هستیم، اما آیا به باورها و معرفت خویش نیز آگاهی داریم؟ حفظ فاصلهگذاری انتقادی با دیگران، راهی است که احتمال آلودگی به انواع خطاها در اندیشیدن و تفکر را کاهش میدهد. و معنایش این است که به دیگران (از نظر پذیرش مدعیات)، چنان نزدیک نشویم که یادمان برود یکی از وظایف اخلاقی ما این است که از حوزهی باورهایمان در برابر خطاها نیز حراست و حفاظت کنیم.
هر یک از ما در همهی روزها تا زمانی که زندهایم، از زمانی که چشم از خواب برمیگیریم و تا هنگامی که دوباره به خواب میرویم با انبوهی از مدعیات و سخنان این و آن روبرو میشویم. رسانهها، سخنرانیها، نوشتهها (و منجمله همین نوشتهای که میخوانید)، کتابها و.... مملو از مدعیاتی است که چون باران سمی بر سر و روی ما فرو میریزد. و ما منفعلانه در برابر آنها در کار پذیرش هستیم. پذیرش هر سخن یاوه و بیاساس و ادعای بیپایه و سست و بعضا کاذب، به این دلیل است که دریچه معرفت را به سوی هر یاوهای گشودهایم، چراغ عقل نقاد را خاموش کردهایم و در تاریکی گام میزنیم. خودمان را در آغوشِ باورهای این و آن رها کردهایم و هر ادعایی را به راحتی میپذیریم، زیرا مهارت تفکر نقادانه را نیاموختهایم و سپر "عقلِ سنجشگر" را از دست دادهایم.
فاصلهی انتقادی با دیگران، اشاره به این نکته دارد که همواره باید میان خود و هر گونه سخن و ادعای دیگران، چیزی با عنوانِ "سنجشگرانه اندیشیدن" و معیارهای آن قرار دهیم. این معیارها میتواند ما را در برابر دو چیز محافظت کند: اولا، سخنان بیهوده و معطل. ثانیا مدعیات کذب و خطاآمیز. طرح "فاصلهگذاری انتقادی"، ما را از مریدی و پیروی از کسانی که بزرگشان میپنداریم، حراست مینماید. زیرا همواره بر این نکته تاکید میکند که وقتی در برابر هر ادعایی و مطلقا از سوی هر کسی قرار میگیری، فاصلهات را حفظ کن و آن را با معیارهای عقل سنجشگر وارسی نما. همچنان که این روزها از دیگران فاصله میگیریم، از باورهای دیگران نیز فاصله بگیریم و نگذاریم باورهای ویروسیشان به ما سرایت کند. برای این کار به فیلترینگ مدعیات محتاجیم. پیش از پذیرش مدعیات، آنان را سبک سنگین کنیم و در مهارتی که آموختهایم، با معیارهای منطقیاندیشی بسنجیم.
برای حراست از باورهایمان در برابر سیل مدعیاتِ این و آن، سیلبندی از تفکرِ نقادانه بزنیم و دریچهی معرفت خود را مطلقا به سوی کسی باز نکنیم مگر آن که به سخنانشان سوءظنی منطقی و اخلاقی داشته باشیم و فارغ از این که سخن را چه کسی گفته است، آن را از زیر تیغ سختگیرانهی نقد بگذرانیم. طرح "فاصلهگذاری انتقادی"، ما را از خطر فریب خوردن و پذیرش ادعاهای کاذب، محافظت میکند. و این درست همان چیزی است که دستگاه تبلیغی رسمی از آن بیم دارد. مریدان، در برابر مراد خود، بی حفاظاند و تمام ادعاهای مرادشان را بدون در میان آوردن عقل سنجشگر، میپذیرند.