✅ روبرت گانتر در کتاب خود به نام «۵۳ اصل تصمیمگیری» مینویسد:
بارها و بارها به ما گفته شده: «در مورد یک کتاب بر اساس جلد آن تصمیم نگیرید». اما به هر حال واقعیت این است که ما در مورد اکثر کتابها صرفاً از روی جلدشان قضاوت میکنیم. ■ این واقعیت آشکار، بیانگر قدرت شهود در تصمیمگیری است که حتی خیلی وقتها روی تصمیمهای مهمی مثل استخدام یک کارمند جدید یا سرمایهگذاری در یک پروژۀ جدید هم اثر میگذارد. ■ تحقیقات گوناگون نشان میدهند نتیجۀ تصمیمگیری شهودی چندان هم بد نیست و حتی گاهی اوقات، نتیجۀ آنها بهتر از تصمیمگیریهای منطقی و عقلانی است. ■ برای مثال، هاوارد شولتز، بنیانگذار کافیشاپ زنجیرهای استارباکس، با وجودی که همۀ اطرافیانش مخالف ایدۀ او برای تاسیس این کافیشاپ زنجیرهای بودند، دنبال ایدۀ خود رفت و خیلی هم موفق شد. ■ نکتهای که در مورد تصمیمگیری شهودی باید به آن دقت کنیم، این واقعیت است که تصمیمگیری شهودی به معنای تصمیمگیری بر مبنای هوا و هوس نیست. ■ به بیان دیگر، تصمیمگیری شهودی، نوعی تصمیم است که بر پایۀ تجربههای عمیق و درک شخصی از وضعیت اتخاذ میشود. ■ برای نمونه، آتشنشانان حرفهای وقتی در شرایط دشوار قرار میگیرند، بر اساس منطقشان رفتار نمیکنند، بلکه با تکیه بر تجربهشان، به صورت شهودی تصمیم میگیرند که چه کاری انجام بدهند. ■ پس نباید در زمینهای که تخصص، تجربه و درک کاملی از موضوع نداریم، سراغ تصمیمگیری شهودی برویم. ■ نکتۀ دیگری که در مورد تصمیمگیری شهودی باید به آن دقت کنیم، این واقعیت است که دنیا تغییر میکند و در نتیجه، تصمیمگیری شهودی موفقیتآمیز ما در گذشته، دلیل خوبی برای تصمیمگیری شهودی در آینده نیست. ■ برای مثال، دیوید آگیلوِی، پدر تبلیغات نوین در آمریکا، عمدۀ کمپینهای تبلیغات چاپی و تلویزیونی معرکهاش را بر اساس تصمیمهای شهودی طراحی میکرد. ■ اما وقتی دنیای تبلیغات به سمت شبکههای اجتماعی رفت، از آنجایی که تجربهای در این نوع تبلیغات نداشت، تصمیمگیری شهودی را کنار گذاشت.