۶. نابخردی و ناحقی
جورج برنارد شاو در کتاب انسان و ابرانسان می‌نویسد: «انسان منطقی و معقول، خود را با دنیا وفق می‌دهد؛ اما موجود غیرمنطقی و نابخرد می‌کوشد تا دنیا را با خودش وفق دهد. به‌همین خاطر است که پیشرفت و ترقی به انسان نابخرد و بی‌منطق بستگی دارد.» رفتار غیرمنطقی و ناعاقلانه در موقع نامناسب برای رهبران یک ویژگی است.
ملکه الیزابت اول علی رغم اصرار هیات مشاوران سلطنتی برای معرفی جانشینش، از معرفی جانشین خود امتناع کرد. درنتیجه کشورش را از خطر جنگ‌های داخلی مدنی حفظ کرد. ملکه الیزابت اول همچنین در سال‌های نخست سلطنتش برخلاف اصرارهای ملتمسانه نزدیک‌ترین مشاورش یعنی لرد برگلی، از تایید و تصویب پیمان ادینبورگ سرباز زد تا آن هنگام که سرانجام خطر دوک گیز (dukes of Guise) برطرف شد. الیزابت اول بسیاری از ویژگی‌ها و صفات رهبران بزرگ تاریخ و جنگی بزرگ در شیوه سخن‌پردازی، تصمیم‌گیری و انتخاب مردان مناسب را داشت.
۷. اعصاب و روان آرام و قوی
آرام ماندن و بر اعصاب خود مسلط شدن در مواقعی که بحران وجود دارد را نمی‌توان کاری ناچیز و دست‌کم تلقی کرد، اما خوشبختانه صفتی است که با تمرین و تکرار یاد گرفته می‌شود. Basil Liddell Hart در کتاب تفکرات جنگ در سال ۱۹۴۴ می‌نویسد:
«ابتکار ذهنی و شخصیت قوی یا اراده، دو ویژگی مهم برای قدرت فرماندهی در جنگ هستند؛ این دو ویژگی درواقع، نشان و عیار کاپیتان‌های بزرگ است».
اگرچه استالین در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ با شنیدن ماجرای عملیات بارباروسا تا نزدیکی فروپاشی روانی رفت و از ناراحتی نابودی نیروی هوایی و ارتش سرخ در تمامی جبهه‌ها خود را به بازنشستگی اجباری در خانه ییلاقی‌اش تبعید کرد اما اعصاب استالین بعد از مدتی به حد کافی آرام گرفت که بتواند بایستد و بجنگد.
شارل دوگل هم در ۲۵ اوت ۱۹۴۴ وقتی که در سرویس آزادی‌خواهان نوتردام شرکت کرد و گلوله‌ها از داخل کلیسا شلیک شدند، دچار حملات عصبی سختی شد. مارگارت تاچر در خلال بحران Falklands و پس از تلاش ترور او در اکتبر ۱۹۸۴ توسط IRA و چرچیل در کل جنگ جهانی دوم هم باید در لحظات بحرانیخود را کنترل می‌کردند، درست مانند ناپلئون که
وقتی ارتشش در مراحل ابتدایی جنگ Marengo در حال شکت خوردن بود عقب‌نشینی کرد. چنین آرامشی در شرایط فشار و تنش همان جوهره و اصل رهبری است.
۸. پایداری الهام بخش
در اکتبر ۱۹۴۴، Patton رهبری را ظرفیتی تعریف کرد که به «کسی که فکر می‌کند شکست خورده است، بگوییم که شکست نخورده است.» به همین دلیل ظرفیت الهام‌بخشی به شکست‌خوردگان جنگ، کاملا کلیدی و مهم است. سرسختی محض جورج واشنگتن در کنار سرسختی چرچیل در سال ۱۹۴۰ کاملا مشهود و نمایان است.
نجات یافتن و زنده‌ماندن از مشقات و سختی‌ها دون رهبری درست ممکن نبود. فقط با وراثت و جانشینی، هیچ‌کس رهبر نمی‌شود مگر آنکه شخصیتی قوی داشته باشد.
۹. همدلی
درک کردن روانشناسانه دیگران بخش مهمی از رهبری است. امروزه به‌نظر می‌رسد که رهبر برای هدایت مردمانش باید از همان مردم باشد، اما این همه ماجرا نیست. بسیاری از کسانی که توانایی رهبری از خود نشان داده‌اند مورد استقبال طبقه مرفه کشورشان قرار گرفتند مثل اسکندر بزرگ، ژولیوس سزار، ناپلئون، چرچیل، روزولت و جان اف کندی.
تنها شماری از این رهبران هستند که همگی برداشت و ادراک قوی از انگیزه‌های سربازان و شهروندان خود داشتند. ظرفیت همزادپنداری به مراتب مهم‌تر از پیشینه طبقه اجتماعی فرد است. چرچیل به یکی از بهترین مدارس کشور می‌رفت و هرگز در زندگی‌اش سوار اتوبوس نشده بود، اما او می‌توانست دقیقا از نیاز روستاییان حرف بزند. زمانی که چرچیل در جبهه‌های جنگ جهانی اول بود، از تجربیات مبارزات
انتخاباتی خود بهره گرفت تا مطمئن شود که آسایش سربازانش فراهم می‌شود، از نوشیدنی و نان تازه گرفته تا خدمات پستی مطلوب تا بتوانند به‌راحتی با خانواده‌هایشان ارتباط داشته باشند.
۱۰. آگاهی سیاسی
رهبران باید از نظر سیاسی باید درباره حس زمانبندی، استعداد مشاهده و نظارت، دست‌یابی به اهداف، توانایی پیش‌بینی رفتار احتمالی مخالف حس ششم داشته باشد. البته فرصت‌طلبی را هرگز نمی‌توان دست‌کم گرفت. اتو فون بیسمارک می‌گوید: «سیاستمدار باید صبر کند و گوش دهد تا صدای پای خدا را در هر اتفاقی بشنود؛ آنگاه به خدا نزدیک شود».
البته گاهی داشتن تمام این ویژگی‌ها هم کافی نیست. ناپلئون سرشار از ویژگی‌های تاثیرگذار رهبری بود. ذهن او توانایی دسته‌بندی، برنامه‌ریزی و نقشه‌کشیدن، شناخت زمین عملیات را داشت. او می‌توانست حدس بزند که آن‌طرف تپه‌ها چیست، زمان‌بندی دقیق و کامل حملات، اعصاب راحت و قوی نسبت به اطرافیان، ترغیب روح یگانگی و صمیمت، انتشار بیانیه‌های الهام‌بخش و انگیزشی، کنترل چرخه اخبار، وفق یافتن با مفاهیم تاکتیکی مدرن، طرح سوالات درست و نشان دادن بی‌رحمی بسیار در موقع نیاز از دیگر ویژگی‌های ناپلئون بودند.

Comments

Be the first to add a comment