🎼 انتظارخواننده: محمد نوری
آهنگ: ناصر حسینی
ترانهسرا: یدالله رویایی
هر شب دارم بر دستم فانوسی رو به سوی دریا
شاید آید با موجی رقصنده زورقی فریبا
هر شب دارد در نور فانوسم جلوهای ز رویا
همچون اشکم میشوید ساحل را موج ناشکیبا
شبی گذرم با جلوهی نور
اما نگهم بر پهنهی دور
میجوید نقشی را ز آرزوی دیرین
میماند با من این انتظار شیرین
چشم من به ره دریا
زورقی نبود پیدا، پرتوی ندهد آنجا
میمیرد شعله ام در میان فانوس
سرگردان میماند دیدهی من افسوس
شب میگذرد با جلوهی نور
اما نگهم بر پهنهی رود
میجوید نقشی را ز آرزوی دیرین
میماند با من این انتظار شیرین
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing