چرا انقلاب ۵۷ رخ داد؟

ارایه مستندات برای پاسخ به این پرسش

ب- نارضایتی‌اقتصادی‌عمیق از وضع جاری

بریده کتاب‌هایی نه از تاریخ‌نویسان حکومتی، بلکه از کتب تاریخ‌دان‌های غیر ایرانی و کسانی که تفکرات آنها نسبتی با ج. کثیف اسلامی ندارد ارائه می‌شود. این بریده کتاب‌ها تنها از دو کتاب و نوشته «یرواند آبراهامیان» و «جان فوران» اساتید دانشگاه‌های آمریکا و صرفاً درباره شرایط «اقتصادی» دوره شاه برداشته شده‌اند.

ضعیف‌تر از سوریه؛ در مسیر توسعه
فرانس فیتزجرالد، نویسنده سرشناس آمریکایی، مشاهداتش در ایران را در سال ۱۳۵۳ در مقاله‌ای به نام «به شاه هرچه می‌خواهد بدهید» که در یکی از مجلات آمریکا چاپ شد، آورده است:
وضعیت ایران به طور کلی به مراتب بدتر از کشوری مانند سوریه است که نه نفت و نه ثبات سیاسی دارد. به این دلیل که شاه برای توسعه کشور هرگز تلاش جدی نکرده است... ثروت کشور بیشتر به سوی خودروهای شخصی و نه‌ اتوبوس، کالاهای مصرفی و نه بهداشت عمومی و به سوی حقوق سربازان و پلیس کشور و نه‌ آمورگاران، سرازیر شده است. (کتاب تاریخ ایران مدرن نوشته یرواند آبراهامیان ترجمه محمد ابراهیم فتاحی صفحه ۲۵۷)

جعل اصطلاح «فرار مغزها» اولین بار برای ایران!
انقلاب سفید محمدرضا پهلوی و در پی آن رونق درآمد نفت به جای پاسخگویی به انتظارات عمومی، موجب افزایش نارضایتی‌های گسترده شد. درست است که اجرای برنامه‌های اجتماعی در بهبود وضعیت آموزشی و امکانات بهداشتی بسیار مؤثر بود، اما این نکته نیز صحت دارد که ایران پس از دو دهه یکی از بدترین کشورها در بخش مرگ و میر کودکان و نسبت پزشک به بیمار در خاورمیانه بود. یکی از پایین‌ترین نرخ‌های آموزش عالی مربوط به این کشور بود. افزون بر این، ۶۸ درصد از جمعیت بزرگسال بی‌سواد بودند، ۶۰ درصد از کودکان نمی‌توانستند دوره دبستان را به صورت کامل طی کنند و تنها ۳۰ درصد از داوطلبان کنکور می‌توانستند وارد دانشگاه‌ها شوند.

در این میان شمار افراد متقاضی تحصیل در خارج از کشور رو به رشد بود. در دهه ۱۳۵۰/۱۹۷۰ شمار پزشکان ایرانی مستقر در نیویورک بیشتر از شهرهای غیر از تهران بود. اصطلاح «فرار مغزها» نخستین بار برای ایران به کارگرفته شد.
(کتاب تاریخ ایران مدرن نوشته یرواند آبراهامیان ترجمه محمدابراهیم فتاحی صفحات۲۵۳ تا ۲۵۵)

بدترین وضعیت در توزیع نابرابر درآمد
استراتژی رژیم سرازیر کردن ثروت نفتی به سوی نخبگان وابسته به دربار بود که بعدها کارخانه‌ها، شرکت‌ها و واحدهای کشت و صنعت متعددی را تأسیس کردند. ثروت به لحاظ نظری به صورت قطره‌ای به پایین جریان می‌یافت، اما‌ در عمل در ایران همانند بسیاری از دیگر کشورها، همچنان به بالا چسبیده بود و مسیرش به رده‌های پایین‌تر نردبان اجتماعی روزبه روز کمتر می‌شد. ثروت، همانند یخ در آب گرم، در فرایند دست به دست شدن، ذوب می‌شد و نتیجه آن نیز چندان تعجب آور نبود. در دهه ۱۳۳۰ ایران یکی از مشکلدارترین کشورهای جهان سوم به لحاظ توزیع نابرابر درآمدها بود; اما بنابر گزارش سازمان بین‌المللی کار در دهه ۱۳۵۰ به یکی از بدترین کشورهای جهان‌ تبدیل شد. (کتاب تاریخ ایران مدرن نوشته یرواند آبراهامیان ترجمه محمدابراهیم فتاحی صفحه ۲۵۲)

چند درصد از روستاهای ایران برق داشتند؟!
به‌رغم ایجاد مدرسه‌های روستایی توسط سپاه‌ دانش، تنها ۱۵ درصد روستاییان در سال ۱۳۵۰ از تحصیلات ابتدایی برخوردار می‌شدند و در سال ۱۳۵۴، ۶۰ درصد مردان و ۹۰ درصد زنان روستایی بی‌سواد بودند. در سال‌های دهه ۱۳۵۰ ش، ۹۶ درصد روستاها برق نداشتند. (کتاب‌مقاومت شکننده نوشته جان فوران ترجمه تدین صفحه ۴۷۷)

بدترین وضعیت در نسبت پزشک به بیمار در میان کشورهای خاورمیانه
۶۴ درصد شهرنشینان در سال ۵۱-۵۲ دچار سوء تغذیه بودند (که ۲۵ درصد اینها وضع تغذیه‌شان بسیار بد بود) و این در مقایسه با ۴۲ درصد در روستاها، رقم بسیار بالایی است. آمار و ارقام بهداشتی نشان می‌دهد که بر تعداد تخت‌های بیمارستان ، کلینیک‌ها، پزشک و پرستار افزوده شده اما در سال ۵۶ ایران هنوز در خاورمیانه بدترین نسبت پزشک- بیمار، بالاترین نرخ مرگ و میر نوزادان و اطفال و پایین‌ترین نسبت تخت بیمارستان به جمعیت را دارا بوده است. (کتاب مقاومت شکننده نوشته جان فوران ترجمه تدین صفحه ۴۹۲)

چند در صد جمعیت شهرنشین ایران در دوره پهلوی در تنها یک اتاق زندگی می‌کرده‌اند؟!
در سال ۵۱، ۴۳,۶درصد درآمد میانگین شهرنشین (...) به مصرف مواد غذایی رسیده، اجاره‌ها در فاصله ۳۹ تا ۵۶ ش، ۱۵ برابر شده است؛ در فاصله ۵۳ تا ۵۴ این هزینه‌ها ۲۰۰ درصد و در سال ۵۴ تا ۵۵ ، ۱۰۰ درصد افزایش داشته است. تعداد خانواده‌های شهرنشین که تنها در یک اتاق زندگی می‌کردند از ۳۶ درصد در ۴۶، به ۴۳ درصد در ۵۶ افزایش یافت. (کتاب مقاومت شکننده نوشته جان فوران ترجمه تدین صفحه ۴۹۲)

Comments

Be the first to add a comment